راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٢ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
مىداند كه مولايش نسبت به گروه زيادى از بندگان خود چنين كارهايى كرده و بعضى را بخشيده است ولى او نمىداند از كدامين گروه است. اين بنده هر گاه در آن باره بينديشد نفسش بشكند و خوار شود و قدرت و تكبّرش از بين برود و اندوه و بيم او آشكار شود و بر هيچ يك از مردم تكبّر نكند بلكه به اميد اين كه در هنگام عذاب از شفيعانش باشد نسبت به او تواضع مىكند. همچنين عالم هر گاه در اوامر پروردگارش بينديشد كه با ارتكاب گناهان بدنى و قلبى آنها را ضايع ساخته است و از خطرى بزرگ او را تهديد مىكند آگاه باشد ناگزير تكبّر از وجودش رخت بر مىبندد. گناه قلبى و باطنى عبارتند از:
رياكارى، كينه، حسد، عجب و خودپسندى، دورويى و غيره.
مطلب دوم اين كه عالم مىداند تكبّر تنها شايسته خداوند سبحان است و هر گاه تكبّر ورزد در پيشگاه خدا مورد خشم واقع مىشود و خدا دوست دارد كه عالم تواضع كند و به او فرموده است: «اى عالم، تا زمانى در پيشگاه من ارزش دارى كه براى خود ارجى قائل نباشى. پس اگر براى خود ارجى قائل شوى در پيشگاه من ارجى نخواهى داشت.»
بنابراين ناگزير بايد خود را مكلف سازد كه آنچه مولايش دوست دارد از او سر بزند و اين امر تكبّر را از دلش مىزدايد اگر چه يقين دارد كه مثلا گناهى ندارد، اگر چنين يقينى قابل تصور باشد و به اين وسيله تكبّر از پيامبران برطرف شد، چرا كه آنها مىدانستند هر كه با خدا در رداى بزرگى بستيزد خدا او را درهم بشكند و خدا به آنان امر كرده كه خود را كوچك بشمارند تا جايگاه بزرگى در پيشگاه خدا داشته باشند. اين كار نيز از امورى است كه انسان را ناگزير به تواضع وا مىدارد.
اگر كسى بگويد: چگونه عالم در برابر فاسقى كه آشكارا فسق مىكند يا در مقابل بدعتگذار تواضع كند و چگونه خود را پستتر از آنها بداند در حالى كه وى عالمى عابد است؟ و چطور فضيلت علم و عبادت را در پيشگاه خدا ناديده بگيرد؟ و چگونه