راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٤ - ترك عبادات از بيم ريا و داخل شدن در آفتها
دلهاى مردم لذّتبخش است. بنابراين آفتهاى اين درجه نيز بسيار است. دانشمندان در اين باره اختلاف كردهاند. گروهى گفتهاند: هرگاه كسى از راه حلال دنيا بطلبد و از آفات آن در امان بماند و با آن صدقه دهد بهتر از آن است كه به عبادات و مستحبّات مشغول شود، چرا كه اين عمل خير است و به ديگران خير مىرسد، مانند ازدواج. گروهى گفتهاند: اگر انسان بنشيند و به ذكر خدا مداومت كند، بهتر است چون گرفتن و بخشيدن انسان را از ياد خدا باز مىدارد. عيسى (ع) فرموده است: «اى كسى كه دنيا را مىطلبى تا با آن نيكى كنى ترك دنيا برايت نيكوتر است.» گروهى گفتهاند: كمترين ضررى كه در طلب دنيا هست اين است كه پرداختن به دنيا انسان را از ياد خدا باز مىدارد در حالى كه ذكر خدا بهتر و بالاتر است. اين حكم در مورد كسى است كه از آفتها درامان باشد، امّا كسى كه در معرض آفتهاى ريا قرار مىگيرد ترك دنيا برايش بهتر است و مشغول شدن به ذكر خدا بودن اختلاف افضل است.
خلاصه آنچه مربوط به مردم است و نفس از آن لذّت مىبرد آفت زاست، و بهتر است به عبادات عمل و آفتها دفع شود. پس اگر نتوانست بايد صبر كند و بكوشد و خير و شرّى كه در دلش هست بسنجد و آنچه نور علم بر آن راهنمايى مىكند انجام دهد نه آنچه طبعش به آن مايل است.
جان كلام اين كه آنچه بر دلش سبكتر احساس مىكند غالبا برايش زيانبارتر است، زيرا نفس فقط از شرّ لذّت مىبرد و خير برايش لذّتبخش نيست و به آن كمتر مايل است، اگر چه لذّت بردن از كار خير در بعضى از حالتها بعيد نمىباشد.
اينها امورى است كه نمىتوان بطور مبسوط به نفى و اثبات آن حكم كرد و آن منوط به تلاش قلب است تا بنگرد كدام به نفع دين اوست و آنچه در او ترديد ايجاد مىكند رها سازد و آنچه ترديد ايجاد نمىكند انجام دهد. آنچه نقل كرديم