راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٩ - مواردى كه آشكار ساختن عبادات مجاز است
اين كه بطور شفاهى و صريح وامخواه را ردّ كند و اهميّت ندهد كه به بىحيايى منسوب شود. اين عمل از كسى سر مىزند كه شرم ندارد، زيرا شخصى كه حيا دارد يا تعلّل مىورزد يا وام مىدهد. پس اگر وام بدهد براى وام دهنده سه حالت متصوّر است:
حالت اول آن است كه ريا و حيا را با هم در آميزد به اين كه شرم به هيجان آيد و در نزد او ردّ كردن وامخواه زشت مىآيد و ريا در او به هيجان مىآيد، و مىگويد: سزاوار است كه به او وام بدهد تا تو را بستايد و نامت به بخشندگى مشهور شود، يا سزاوار است كه به او وام داده شود تا تو را نكوهش نكند و به بخل نسبت ندهد، و هر گاه به اين صورت وام دهد رياكارانه وام داده است و آنچه ريا را تحريك كرده به هيجان آمدن شرم است.
حالت دوّم آن است كه ردّ كردن وامخواه به خاطر شرم بر او دشوار آيد و در نفس وى بخل بماند و دادن وام بر او دشوار شود. پس انگيزه اخلاص در او به هيجان آيد و به خود بگويد: صدقه يك اجر دارد و قرض هجده اجر بنابراين وام دادن ثوابش بيشتر و موجب خوشحال شدن دوست است و آن در پيشگاه خدا ستوده است و به اين انگيزه وام مىدهد. پس اين شخص در وام دادن اخلاص دارد و شرم، اخلاص او را برانگيخته است.
حالت سوّم آن است كه نه ميل به ثواب دارد نه بيم از نكوهش وامخواه و نه علاقه به ستايش او، زيرا اگر وامخواه به وسيله پيكى وام مىخواست، به او نمىداد، و فقط به خاطر شرم به او داده است چون در قلب خود رنج آزرم را احساس كرده است و اگر حيا نبود وامخواه را ردّ مىكرد و اگر بيگانهاى مىآمد كه از او شرم نداشت يا شخص پستى مىآمد يقينا او را ردّ مىكرد، اگر چه در وام دادن ثواب و ستايش بسيار است ولى وام دادن او فقط به خاطر شرم بوده است و اين مورد تنها در امور زشت چون بخل و ارتكاب گناهان است. رياكار از كارهاى مباح نيز حيا مىكند تا آنجا كه اگر در حال تند راه رفتن