راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩١ - درمان بيزارى از نكوهش
پيامبر (ص) فرمود: «بهوش باشيد و يكديگر را نستاييد، و هر گاه ستايشگران را ديديد خاك به صورتشان بپاشيد.»«٣٦» از اين رو صحابه از ستايش و فتنه آن و شادمان شدن دل از آن، سخت مىترسيدند. دليل ناخوشآيندى مدح در نظر آنها بيم آن بود كه از ستايش مردم شاد شوند در حالى كه در پيشگاه خدا مورد خشم باشند و سرگرمى دلهايشان به حالاتى كه در پيشگاه خدا داشتند موجب مىشد كه از ستايش مردم به خشم آيند، زيرا آنچه در حقيقت ستوده است چيزى است كه آدمى را به خدا نزديك كند و آنچه در حقيقت نكوهيده است آن است كه انسان را از خدا دور سازد و آدمى را با افراد شرور در دوزخ بيفكند. بنابراين شخص ستايش شده اگر در پيشگاه خدا از دوزخيان باشد چه بسيار نادان است كه از ستايش ديگران شاد شود و اگر بهشتى است شايسته نيست كه جز به لطف خدا و ستايش او به چيز ديگر شاد شود، زيرا كار انسان به دست مردم نيست و هر گاه بداند كه اجلها و روزيها به دست خداست توجّهش به ستايش و نكوهش مردم كم مىشود و دوستى ستايش از دلش بيرون مىرود و به كارهاى مهم دينى خود سرگرم مىشود.
درمان بيزارى از نكوهش
پيش از اين گفته شد كه علّت دوست نداشتن نكوهش ضد علّت حبّ ستايش است بنابراين درمانش نيز از آن درك مىشود و كوتاه سخن در اين مورد آن است كه هر كس تو را نكوهش كند از سه حال بيرون نيست:
يا در گفتهاش راستگوست و قصدش دلسوزى و خير خواهى است يا راستگوست ولى قصد سرزنش و آزار دارد يا دروغگوست.
«٣٦» حديث را احمد در مسند، و طبرانى در الكبير بدون اين گفته : الا لا تمادحوا)) روايت كرده اند و رجال آن همان رجال صحيح از حديث ابن عمر است كه پيش از اين گذشت .