راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠ - شرح توصيف دنيا با مثلها
سرگرم شدن با مردم باز مىدارد. گفتم: برادرم آيهاى از قرآن برايم بخوان تا از تو بشنوم و برايم دعا كن و به من وصيّتى كن كه از تو حفظ كنم، چرا كه من تو را براى خدا سخت دوست مىدارم. هرم گفت: پس به پا خاست و دستم را در كنار فرات گرفت و گفت:
اعوذ باللّه السّميع العليم من الشّيطان الرّجيم. آنگاه گريست، و گفت: پروردگارم فرموده- و گفتار پروردگارم حق است و راستترين سخن است. آنگاه اين آيه را قرائت كرد: وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ«٤٢» تا به- إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ رسيد.
پس صيحهاى زد كه گمان بردم غش كرده است. سپس گفت: اى پسر حيّان پدرت حيان در گذشت و تو نيز مىميرى و به بهشت يا دوزخ مىروى، و پدر و مادرت آدم و حوّا مردند، و نوح و ابراهيم خليل الرحمن و موسى نجىّ الرحمن و داود و خليفة الرحمن همه مردند و محمّد (ص) كه فرستاده پروردگار جهانيان بود درگذشت، و ابو بكر و عمر مردند. آنگاه گفت: و اعمراه. هرم گويد: به اويس گفتم خدا تو را بيامرزد عمر نمرده است، گفت: پروردگارم مرا از مرگ عمر آگاه ساخت و نفسم نيز خبر داد. سپس گفت:
من و تو نيز جزء مردگانيم كه گويى مرگمان واقع شده آنگاه بر پيامبر (ص) درود فرستاد و برايم پنهانى دعاهايى كرد و گفت: اين وصيت من است به تو اى هرم بن حيّان كتاب خدا (قرآن) و روش مؤمنان صالح را در نظر داشته باش، از مرگ خودم و مرگ تو خبر مىدهم به تو سفارش مىكنم كه همواره مرگ را به خاطر داشته باشى تا هستى ياد مرگ از دلت نرود و چون به سوى قوم خود بازگشتى آنان را از خدا بترسان و خيرخواه تمام امّت باش و بپرهيز كه به اندازه يك وجب از جماعت جدا شوى كه دينت از تو جدا مىشود و تو از آن آگاه نشوى در نتيجه روز قيامت وارد دوزخ شوى. براى من و خودت
«٤٢» دخان / ٣٨ - ٣٩: ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان اين دو است بى هدف نيافريديم . ما آن دو را فقط بحق آفريديم ، ولى اكثر آنها نمى دانند.