راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٩ - شرح نكوهش تكبّر
گردنكش است.»«٣٢»
امام صادق (ع) فرمود: چون يعقوب سالخورده بر يوسف (ع) وارد شد عزّت سلطنت يوسف را فرا گرفت و به احترام پدر پياده نشد. جبرئيل (ع) فرود آمد و گفت:
يوسف! كف دستت را باز كن، چون باز كرد، نورى از آن برخاست و به آسمان رفت.
يوسف گفت: اين چه نورى بود كه از كفم بيرون شد؟ گفت: به كيفر پياده نشدنت براى يعقوب سالخورده نبوّت از فرزندانت برگرفته شد، و از نسل تو پيغمبرى نخواهد بود.»«٣٣»
از امام صادق (ع) روايت است كه فرمود: «هيچ بندهاى نيست، مگر آن كه در سر او لگامى و فرشتهاى است كه آن را نگاه مىدارد و هرگاه تكبّر كند به او مىگويد: خشوع كن، خدا تو را خاشع قرار دهد. پس همواره نزد خود بزرگترين مردم است با اين كه در چشم مردم خوارترين آنهاست، و چون تواضع كند خداى او را بالا برد، سپس فرشته به او گويد: سرفراز باش خداى سرفرازت كند سپس همواره نزد خود كوچكترين مردم و در چشم مردم بالاترين آنها باشد.»«٣٤»
از امام صادق (ع) روايت است: «هيچ كس لاف بزرگى نزند، مگر به سبب ذلّتى كه در خود احساس مىكند» و در عبارت ديگرى است: «هيچ كس لاف بزرگى نزند و تكبّر نكند مگر به سبب ذلّتى كه در خود احساس مىكند.»«٣٥»
از امام باقر (ع) روايت است كه رسول خدا (ص) فرمود: «خدا روز قيامت با سه كس سخن نگويد و به آنها توجه نكند و پاكشان نسازد و براى آنها عذابى دردناك است:
پير زناكار، سلطان جبّار و فقير خودخواه.»«٣٦»
«٣٢» همان ماءخذ، ص ٣١١، شماره ١٣.
«٣٣» همان ماءخذ، ص ٣١١، شماره ١٥.
«٣٤» همان ماءخذ، ص ٣١١، شماره ١٦.
«٣٥» همان ماءخذ، ص ٣١١، شماره ١٧.
«٣٦» همان ماءخذ، ص ٣١١، شماره ١٤.