راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٩ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
جهت او را ترجيح مىدهد كه در دانش و دين جلوتر است و اين عمل تنها براى اين است كه او بيشتر از او فرمان مىبرد و او را مىستايد و از ديگر يارانش بيشتر به سخنانش گوش مىدهد و بيشتر به او خدمت مىكند، و شايد اين ياران از او بهره مىبرند و به دانش رغبت دارند، در حالى كه او مىپندارد كه مقبول واقع شدن در نظر ياران به خاطر اخلاص و راستگويى او و پرداختن شايسته به علم خويش است. پس خداى متعال را مىستايد، بر اين كه منافع بندگان خود را بر زبان وى جارى ساخته است و معتقد است كه اين عمل گناهانش را از بين مىبرد و به نفس خود نمىپردازد كه در اين كارها نيّت خود را تصحيح كند، شايد اگر به او وعده دهند كه همين ثواب را به او مىدهند در صورتى كه گمنامى و انزوا گزيند و علم را پنهان بدارد، به آن رغبت نكند، چون در انزوا و پنهان ماندن لذّت مقبول واقع شدن و قدرت رياست را از دست مىدهد شايد مقصود از گفته شيطان چنين موردى باشد كه گفت: هر آدميزادهاى كه پندارد با علم خود جلو مرا مىگيرد، با جهل خود به دام من مىافتد. شايد كتاب تصنيف كند و در آن بكوشد به اين گمان كه علوم الهى را براى بهرهمند شدن ديگران جمع مىكند، در حالى كه قصدش آن است نامش به خوب تصنيف كردن مشهور شود. پس اگر كسى (به دروغ) تصنيف او را به خود نسبت دهد و نام او را محو كند بر او گران مىآيد با اين كه مىداند كه ثواب استفاده از تصنيف به مصنّف بر مىگردد و خدا مىداند كه او مصنّف است نه كسى كه ادّعا كرده است شايد تصنيف او از خودستايى خالى نباشد، حال اين خودستايى يا روشن است با ادّعاهاى عريض و طويل، يا ضمنى است با طعنه زدن به ديگران تا آشكار سازد كه او از كسى كه مورد طعن است داناتر است، در حالى كه از طعنه زدن به او بىنياز بود شايد سخنى نادرست را نقل كند و به گويندهاش نسبت دهد و سخن مورد پسند خود را نقل كند و به گويندهاش نسبت ندهد، تا گمان رود كه سخن خود اوست.
پس عين آن را مانند دزد نقل مىكند يا كمى آن را تغيير مىدهد، همچون كسى كه