راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٦ - در نكوهش ثروت و ستايش فقر
شگفتى است براى هر فريفتهاى كه در حرام و امور شبههدار غوطه مىزند و همچون سگان به اموال كثيف مردم حمله مىكند و در شهوتها و آرايش و فخر فروشى و فتنههاى دنيا فرو مىرود، آنگاه به صحابه استدلال مىكند. به جانم سوگند بعضى از صحابه مال داشتند و قصد بخشش در راه خدا داشتند پس از راه حلال مال به دست آوردند و عادلانه انفاق كردند و آنچه زائد بر مخارجشان بود پيشاپيش فرستادند و بخل نورزيدند و از پرداخت حقوق آن مالها امتناع نورزيدند، بلكه بيشتر آنها را در راه خدا بخشيدند و بعضى از آنها تمام مال خود را بخشيدند و در حال سختى خداى متعال را بر خود ترجيح دادند. تو را به خدا تو چنينى، براستى كه هيچ شباهتى به آن صحابه ندارى. بعلاوه صحابه برگزيده فقر را دوست
مىداشتند و از بيم فقير شدن در امان بودند و در رزقشان به خدا اعتماد داشتند و به مقدّرات الهى شادمان بودند و در گرفتارى خشنود، و در رفاه سپاسگزار، و در سختى شكيبا، و در هنگام سرور ستايشگر، و در برابر خدا فروتن، بودند و از برترىجويى و افزونطلبى مبرّا. از دنيا جز به مقدارى كه برايشان مباح بود نرسيدند و به همان مقدارى كه رسيدند راضى بودند و دنيا را به دور افكندند و بر ناگواريهاى آن صبر كردند و تلخيهاى آن را چشيدند، و در برابر نعمتهاى دنيا و درخشش آنها زهد ورزيدند، به خدا سوگند تو چنانى؟ با اين كه خبر به ما رسيده كه هرگاه دنيا به اصحاب پيامبر روى مىآورد غمگين مىشدند و مىگفتند: اين گناهى است كه خداوند آن را زود كيفر مىدهد و هرگاه فقر به آنها روى مىآورد مىگفتند: آفرين به شعار صالحان. به ما خبر رسيده كه يكى از صحابه هرگاه در بامدادان نزد عائلهاش چيزى (مال دنيا) مىديد غمگين و افسرده مىشد و هرگاه چيزى نداشتند خوشحال مىشد. به او گفته شد: مردم