راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥ - شرح توصيف دنيا با مثلها
به دنيا شناخت بيشترى داشته باشد بيشتر از نعمتهاى دنيا پرهيز مىكند تا آنجا كه عيسى (ع) سرش را در هنگام خواب بر روى سنگى نهاد سپس آن سنگ را بدور افكند، چون شيطان بر او مجسّم شد و گفت: به دنيا مايل شدى. سليمان (ع) در دوران سلطنت خود غذاهاى لذيذ و گوارا به مردم مىخورانيد و خود نان جو مىخورد. پس سلطنت را از اين راه بر نفس خود وسيله سختى و خوارى قرار داد، زيرا خويشتندارى از غذاهاى گوارا در حال دسترسى به آنها دشوارتر است. از اين رو خداى متعال دنيا را از پيامبر ما (ص) دور ساخت و چند روز گرسنه مىماند و از گرسنگى بر شكم مباركش سنگ مىبست.«٣٣» به همين دليل است كه خدا گرفتارى و محنت را بر انبيا و اوليا مسلط ساخت سپس بر افراد برگزيدهتر و به حق نزديكتر و تمام آن سختيها به خاطر توجه و منّت نهادن بر آنان بود تا از آخرت بهره بيشترى ببرند چنان كه پدر مهربان فرزند خود را به سبب محبّتى كه به او دارد نه از روى بخل از ميوههاى گوارا منع مىكند و او را به رنج رگ زدن و حجامت ملزم مىسازد. از مطالب ياد شده دانستيد كه هر چه براى خدا نباشد جزء دنيا به شمار مىآيد و هر عملى كه براى خدا (در دنيا) انجام شود جزء دنيا محسوب نمىشود.
اگر كسى بپرسد: چه كارهايى براى خداست؟ مىگويم: امور سه نوعاند: امورى كه براى خدا نيست و از آن به گناهان و امور ممنوعه تعبير مىشود و انواع نعمتهاى مباح جزء دنياى نكوهيده است. اين بخش هم از نظر صورت و هم از نظر حقيقت جزء دنياست. امور ديگر آن است كه به ظاهر براى خداست و ممكن است براى غير خدا قرار داده شود و آن سه چيز است: انديشيدن، ياد كردن، جلوگيرى از شهوات، اين سه كار اگر در نهان باشد و انگيزه آن فقط خدا و روز جزا باشد براى خداست و جزء دنيا نيست و اگر هدف از تفكّر طلب دانش باشد تا با آن شرافت به دست بياورد و در ميان مردم با اظهار علم مقبول واقع شود يا غرض از ترك شهوت نگهدارى مال يا تندرستى يا مشهور شدن
«٣٣» به الترغيب و الترهيب ، ج ٤، ص ١٩٥، باب عيش النبى (ص ) رجوع كنيد.