راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢ - شرح ماهيّت دنيا بر حسب ذات آن
تحمّل رنج نمىتوان انجام داد. در ميان مردم كسانى هستند كه در دوران كودكى از آموختن آن غفلت مىكنند و به آن حرفه مشغول نمىشوند يا چيزى مانع از اشتغال آنان مىشود، در نتيجه چنين كسانى توان كسب ندارند و بايد از دسترنج ديگران ارتزاق كنند.
از اين رو دو شغل پست دزدى و گدايى پديد مىآيد و مردم از دزدان و گدايان پرهيز و اموالشان را از آنها حفظ مىكنند. بدين سبب هر دو گروه نياز پيدا كردهاند كه عقلشان را به كار انداخته و چاره انديشى و تدبير كنند. گروه اول كه دزدان هستند بعضى از آنها كه از نظر بدنى نيرومندند از ديگران كمك مىگيرند و گرد هم آمده و به راهزنى مىپردازند مانند عربهاى بيابانگرد و كردها. امّا بعضى از دزدان ضعيف به حيله و نيرنگ پرداخته براى دستبرد زدن يا نقب مىزنند يا اگر فرصتى پيش آيد از ديوار خانهها بالا مىروند يا ناگهان مالى را از كسى مىربايند و مىبرند و ديگر انواع دزدى كه بر اثر به كارگيرى نيروى تفكّر سارقين پديد مىآيد. امّا گروه دوّم يعنى گدايان هرگاه مالى از دسترنج ديگران بخواهند به آنها گفته شود: برويد مانند ديگران كار كنيد و عمرتان را هدر ندهيد و چيزى به آنها ندهند. از اين رو نياز به حيلهگرى دارند تا عذرشان را موجّه جلوه دهند و مالى به دست بياورند. از اين رو براى توسّل به عجز و ناتوانى دست به حيله مىزنند. اين افراد يا حقيقتا عاجزند مانند گروهى كه خود و فرزندانشان را به خاطر مكر و حيله نابينا مىسازند تا به سبب كورى معذور باشند و از اين راه از مردم مال دريافت مىكنند، يا خود را به نابينايى و فلجى و ديوانگى و بيمارى مىزنند و با انواع نيرنگها اين نقصها را به رخ مردم مىكشند با توضيح اين نكته كه اين نقصها رنجى است كه بدون استحقاق به آنان رسيده و بدين وسيله ترحم ديگران را به خود جلب مىكنند. گروهى دست به كارهاى شگفتى مىزنند و سخنان عجيبى را بر زبان مىرانند به طورى كه با مشاهده آنها دلهاى مردم شاد مىشود و در حال سرخوشى چيزى از مال خود را به آنان مىبخشند، و گاه پس از برطرف شدن حالت سرخوشى انسان از دادن مال پشيمان مىشود در حالى كه