راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٧ - صنف سوم صوفيانند
رهرو راه خدا نياز ندارد كه از ديگرى بشنود، و كسى كه اين راه را نمىپيمايد از شنيدن آن سود نمىبرد، بلكه گاه از آن زيان مىبرد، چون موجب وحشت او مىشود از آن نظر كه چيزى را مىشنود كه نمىتواند درك كند ولى در نقل آن فايدهاى است و آن رهانيدن مغرور از غرورى است كه بدان گرفتار شده، زيرا گاه تصديق مىكند كه كار بزرگتر از آن است كه وى در ذهن و خيال قاصر خود و مجادله به ظاهر آراستهاش مىپندارد. همچنين مكاشفاتى را كه اولياى خدا از آن خبر دادهاند تصديق مىكند، و هر كس سخت دچار غرور باشد ممكن است در تكذيب آنچه در حال حاضر مىشنود پافشارى كند، چنان كه آنچه را پيش از اين مىشنيد تكذيب مىكرد و الله اعلم.
صنف چهارم، مالداران هستند
و فريب خوردگان آن گروه بسيارند.
گروهى در ساختن مسجد و مدرسه و كاروانسرا و پل و آنچه در معرض ديد تمام مردم است حرص مىورزند و نام خود را بر روى آنها در آجر مىنويسند تا يادشان جاويد بماند و پس از مرگ اثرشان باقى بماند. آنها مىپندارند كه با اين كار مستحقّ آمرزش مىشوند در حالى كه به دو دليل فريب خوردهاند: يكى اين كه آن بناها را از اموالى مىسازند كه از ستم و غارت و رشوه و راههاى ممنوع به دست آوردهاند و در آن خدا را به خشم آورده و در انفاق آن خود را در معرض غضب خدا قرار دادهاند و بر آنها واجب بود كه آن مالها را از راههاى حلال به دست آورند و چون از راه حرام به دست آوردند بر آنها لازم بود كه توبه كرده و به خدا برگردند و عين آن مالها يا عوضش را در صورت ناتوانى از تحويل عين به صاحبانش برگردانند و اگر نمىتوانند به مالكان اموال برگردانند واجب بود به وارثان آنها برگرداند، و اگر از مظلوم وارثى نمانده است واجب است آن را در مصالحى كه مهمتر است صرف كنند، و بسا كه مهمتر اين باشد كه در ميان مساكين تقسيم كنند، در حالى كه آنها از ترس آشكار شدن عيبشان بر مردم، مالها را ميان مساكين تقسيم نمىكنند، از اين رو ساختمانهاى آجرى مىسازند و هدفشان رياكارى و