راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧١ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
شيطان به وسيله چنان كارهايى آنها را از خدا دور مىسازد.
بر گروه ديگرى وسوسه در نيّت نماز غالب است. پس شيطان او را رها نمىسازد تا در نماز نيّت صحيح كند بلكه ذهن او را پريشان ساخته تا جماعت را از دست بدهد و وقت نماز بگذرد اگر چه تكبير را كامل بگويد ولى پس از تكبير در درستى نيّت خود مردّد است و گاه در تكبير وسوسه مىكنند تا صيغه تكبير را تغيير مىدهند، چون بسيار در آن احتياط مىكنند و آن احتياط را در اوّل نماز مىكنند، سپس از تمام نماز غافل مىشوند و حضور قلب ندارند و بدان فريفته مىشوند و مىپندارند كه هرگاه خود را در درست نيّت كردن اوّل نماز به زحمت بيندازند و با اين تلاش و احتياط از توده مردم ممتاز شوند در پيشگاه پروردگارشان اهل خير به شمار مىآيند.
گروه ديگرى در اداى حروف حمد و ديگر اذكار نماز از مخارج خود، دچار وسوسه شده، همچنان در تشديدها و فرق ميان «ض» و «ظ» و درست كردن مخرجهاى حروف در تمام نماز خود احتياط مىكنند و به غير آن اهميّت نمىدهند و به غير مخارج حروف نمىانديشند و از معناى قرآن و پند گرفتن از آن و همّت گماشتن به فهم اسرار آن غافل مىشوند، و اين از زشتترين انواع فريفتگى است، زيرا خداوند در تلاوت قرآن بندگان را مكلّف نساخته كه بر خلاف آنچه معمول است حروف را ادا كنند، مثل اين گروه مثل كسى است كه نامهاى به مجلس سلطانى ببرد و مأمور شود كه به همان صورتى كه هست آن را بخواند پس به خواندن نامه شروع كند و در مخارج حروف دقّت كند و آن را پياپى تكرار و اعاده كند، در حالى كه از هدف نامه و رعايت احترام مجلس غافل است. پس چقدر بجاست كه سياست شود و به ديوانهخانه روانه و به بىخردى او حكم شود.
گروه ديگرى به قرائت قرآن فريفته شده و آن را تند و پياپى مىخوانند و بسا كه در يك شبانه روز يك قرآن ختم كنند و زبان بعضى از آنها به خواندن قرآن جارى است در