راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧٢ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
حالى كه در دل او درّههاى آرزو تردّد دارد، زيرا در معانى قرآن نمىانديشد تا از نواهى آن بپرهيزد و از پندهايش پند بگيرد، و در برابر امر و نهى آن توقّف كند و از موارد عبرت، عبرت بگيرد، و ديگر اهداف تلاوت كه در كتاب تلاوت قرآن نقل كرديم.
بنابراين مغرور و فريفته است و مىپندارد كه هدف از نازل كردن قرآن فرياد و هياهو و غفلت از معانى آن است و داستان او داستان بندهاى است كه مولا و صاحبش به او نامهاى نوشته و در آن به امورى امر و از امورى نهى كرده است و او به معناى نامه و عمل به آن توجّه نمىكند ولى به حفظ آن اكتفا مىكند و همچنان با امر مولاى خود مخالفت مىكند و فقط نامه مولا را پياپى روزى صد بار با آواز مىخواند البتّه چنين بندهاى شايسته كيفر است، و هرگاه گمان كند كه هدف از آن نامه همين است فريفته و مغرور است.
آرى هدف از تلاوت قرآن فراموش نشدن و حفظ آن است و هدف از حفظ قرآن توجّه به معناى آن است و هدف از معانى قرآن، عمل كردن و بهرهمند شدن از آن است و گاه قارى صداى خوبى دارد، قرآن را قرائت مىكند و از آن لذّت مىبرد و به آن فريفته مىشود و مىپندارد كه از مناجات با خداى متعال و شنيدن سخن او لذّت مىبرد، در حالى كه از صداى خود لذّت مىبرد و اگر شعرى يا سخن ديگرى را با همان صدا بخواند همان لذّت را خواهد برد. بنابراين مغرور و فريفته است، چرا كه به قلب خود نپرداخته تا بداند لذّت بردن او از كلام خدا به خاطر معناى قرآن و نظم آن است يا از صداى خودش است.
گروهى به روزه فريفته مىشوند و بسا كه تمام عمر را روزه بگيرند يا روزهاى شريف را روزه مىگيرند، در حالى كه زبان خود را از غيبت و دلهايشان را از رياكارى و شكمهاى خود را در وقت افطار از حرام حفظ نمىكنند و در طول روز زبانشان را از انواع سخنان زايد نگاه نمىدارند و با اين حال به خود گمان خير مىبرند، در حالى كه ترك واجب كرده و سنّت بجا آوردهاند، و به وظيفه خود اقدام نكردهاند و آن كمال فريفتگى