راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨١ - صنف سوم صوفيانند
حقّ واصل شده و از مقرّبان الهى است، در حالى كه در پيشگاه خدا از منافقان گنهكار است، و در نزد صاحبدلان از جاهلان احمق، و هرگز علمى را استوار نكرده و خويى را مهذّب نساخته، و عملى را مرتّب نكرده است و جز پيروى از هواى نفس و دريافت ياوه و حفظ آن به مراقبت دل نپرداخته است.
گروه ديگرى بساط شريعت را در هم پيچيده و اهل اباحه شده و احكام دين را بدور افكنده و حلال و حرام را برابر دانستهاند. بعضى از آنها مىگويند كه خدا از عمل من بىنياز است، پس چرا خودم را به زحمت اندازم؟ بعضى از آنها مىگويند: مردم به پاكسازى دل از شهوتها و دوستى دنيا مكلّف شدهاند و آن محال است، چون تكليف به غير ممكن است و همانا كسى به آن فريفته مىشود كه احكام را نيازموده ولى ما آزمودهايم و دريافتهايم كه محال است و اين نادان نمىداند كه مردم به ريشه كن ساختن شهوت و خشم مكلّف نشدهاند بلكه به ادب كردن آن دو صفت مكلّف شدهاند، بطورى كه هر كدامشان مطيع فرمان عقل و شرع شوند. بعضى از آنان مىگويند: اعمال و عباداتى كه به وسيله جوارح انجام مىشود ارزشى ندارد و توجّه (خدا) به دلهاست و دلهاى ما شيفته محبّت خداست، و به معرفت او واصل شده است، و همانا بدنهاى ما در دنيا فرو رفته ولى دلهاى ما در محضر پروردگار معتكف است، پس به ظاهر ما با شهوات سر و كار داريم نه به دلها و مىپندارند كه از درجه عوام ترقّى كرده و از تهذيب نفس با اعمالى بدنى بىنيازند و شهوتها آنها را از راه خدا باز نمىدارد، چون در راه خدا نيرومندند و درجه آنها بالاتر از درجه انبياست زيرا يك گناه و خطا آنها را از راه حقّ باز مىداشت، تا آنجا كه بر آن خطا سالهاى متوالى مىگريستند. انواع فريفتگى اهل اباحه و اشتراكيها كه خود را به صوفيان شبيه مىسازند بىشمار است، و تمام اعتقاداتشان بر اساس اشتباهات و وسوسههايى است كه شيطان آنها را بدان مىفريبد چون پيش از استوار ساختن علم به مجاهدت مشغول شدهاند، و نيز به استادى كه در دين و علم استوار و شايسته تأسّى باشد