راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٢ - صنف سوم صوفيانند
اقتدا نكردهاند و شمردن اصناف آنها به طول مىانجامد.
گروه ديگرى از حدّ و اندازه اين گروه گذشته و اعمال نيك انجام داده و حلال را رها كرده و به دل پرداختهاند و بعضى از آنها مدعى مقاماتى چون زهد و توكّل و رضا و محبّت شدهاند بى آن كه از حقيقت اين مقامها و شروط و نشانهها و آفتهاى آن آگاه باشند. پس برخى از آنان مدّعى نشاط و محبّت به خداى متعال هستند و مىپندارند كه شيفته خدايند، و شايد درباره خدا دچار خيالاتى شوند كه بدعت يا كفر باشد و پيش از شناخت خدا مدّعى دوستى او هستند، آنگاه به كسب امورى مىپردازند كه خدا دوست ندارد و هواى نفس خود را بر اوامر خداى متعال ترجيح مىدهند و به خاطر شرم از مردم بعضى كارها را ترك مىكنند و اگر در خلوت قرار گيرند همان كارها را به خاطر شرم از خدا ترك نمىكنند و نمىدانند كه تمام اين امور با دوستى خدا تناقض دارد. گاه بعضى از آنها به قناعت و توكّل مايل شده بدون توشه به بيابانها مىروند تا ادّعاى توكّل را به اثبات برسانند و نمىدانند كه اين عمل بدعت است، و از گذشتگان و صحابه نقل نشده است، در حالى كه آنها به توكّل از او آگاهتر بودهاند و نفهميدهاند كه توكّل به خطر انداختن جان و ترك توشه است بلكه آنها توشه برداشته و به خداى متعال توكّل مىكردند به توشه، و اين شخص بسا كه توشه را رها كند در حالى كه به عامل ديگرى توكّل و اعتماد كند، و هيچ مقامى از مقامهاى نجاتبخش نيست، مگر كه در آن فريفتگى است و گروهى به آن فريفته شدهاند و ما راههاى ورود آفات را در بخش منجيات كتاب نقل كردهايم.
گروه ديگرى در خوراك بر خويشتن تنگ گرفتهاند تا آنجا كه مال حلال خالص طلب مىكنند و رسيدگى به دل و اعضاى بدن را جز در اين مورد مهمل گذاشتهاند، بعضى از آنها به غذا و لباس و مسكن حلال اهميّت نداده و در غير آنها دقّت مىكنند. اين بيچارهها نمىدانند كه خدا فقط به طلب حلال از بنده راضى نمىشود و به ديگر اعمال