راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٠ - صنف سوم صوفيانند
حال يكى از آنها پندارد كه به صرف پوشيدن لباس رنگين چند تكه صوفى مىشود و از ياد برده كه لباسهاى خود را براى اين رنگين كردهاند كه هر ساعت به شستن نياز نداشته باشد و علّت پوشيدن لباس چند تكّه پاره بودن لباسهاى آنهاست كه آن را پينه مىزنند و لباس نو نمىپوشند، امّا با قطعه قطعه كردن شلوار نازك چاكران و دوختن تكّههايى از آن كجا شبيه مىشود به لباسى كه صوفيان به آن عادت كردهاند نادانى اين گروه از تمام فريبخوردگان آشكارتر است، زيرا آنها از لباسهاى گرانبها و غذاهاى لذيذ برخوردارند، و در طلب زندگى مرفّه هستند، و مال شاهان را مىخورند، و از گناهان آشكار پرهيز نمىكنند چه رسد به گناهان باطنى. اينان با اين حال به خود گمان خير دارند و شرّ اين گروه به مردم مىرسد، زيرا هر كس به آنها تأسّى جويد هلاك مىشود و هر كس تأسّى نجويد به تمام صوفيان بدعقيده مىشود، چرا كه مىپندارد تمام صوفيان از همين قماشند. پس نسبت به صوفيان راستين زبانشان دراز مىشود و تمام اين بلاها از بدى و شرّ كسانى است كه خود را شبيه به صوفيان كردهاند.
گروه ديگرى مدّعى علم معرفت و شهود حقّ و گذشتن از مقامات محمود و حالات و ملازمه در عين شهود و رسيدن به مقام قرب هستند و تنها نام و الفاظ اين مقامات را مىدانند زيرا از الفاظ نامفهوم و كنايههاى نامعلوم كلماتى را دريافت كرده و آنها را تكرار مىكنند و مىپندارند كه اينها از علم اوّلين و آخرين برتر است، و به فقيهان و مفسّران و محدّثان به چشم حقارت مىنگرند چه رسد به مردم عوام، تا آنجا كه كشاورز و بافنده كشاورزى و بافندگى خود را رها كرده و چند روزى با آنها همراه مىشود و آن كلمات نادرست را از آنان فرا مىگيرد و تكرار مىكند و گويى او سخن از وحى مىگويد، و از رازهاى نهان خبر مىدهد و با آن عمل تمام عابدان و عالمان را تحقير مىكند. پس درباره عابدان مىگويد: اينان مزدورانى هستند كه خود را به زحمت مىاندازند و درباره علما مىگويد: آنان به وسيله حديث از قرب به خدا محجوبند، و خود مدّعى است كه به