راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٨ - ترك عبادات از بيم ريا و داخل شدن در آفتها
قضاوت كند جايش در دوزخ است، و مردى كه آگاهانه به حق قضاوت كند جايش در بهشت است»«١٢٢» غزالى گويد: امّا موعظه كردن و فتوا دادن و تدريس و روايت كردن حديث و گردآورى سندهاى عالى و تمام امورى كه عامل زيادى جاه و مقام و ارجمندى مىشود نيز مانند آفت حكومت آفتى بزرگ است، و گذشتگان كه از خدا مىترسيدند تا راهى مىيافتند فتوا نمىدادند و مىگفتند: (حدّثنا) درى از درهاى دنياست. كسى كه حدّثنا بگويد گفته است: برايم گشايش دهيد (از مردم كمك خواسته است.)
مىگويم: ما پيش از اين سخنى از حضرت صادق (ع) درباره فتوا در كتاب علم از بخش مهلكات نقل كرديم.
غزالى گويد: شخص واعظ در وعظ خود و متأثر شدن دلهاى مردم به آن و گريه و ناله آنها و روى آوردنشان لذّتى مىيابد كه هيچ لذّتى با آن برابرى نمىكند و هرگاه آن حالت بر قلبش غالب آمد طبيعتش به هر سخن آراسته به دروغى كه در نزد عوام خريدار دارد مايل مىشود اگر چه باطل باشد و از هر سخنى كه بر عوام سنگين و ناپسند مىآيد اگر چه حق باشد مىگريزد، و تمام همّت خود را صرف كارهايى مىكند كه دلهاى عوام را تكان دهد و منزلتش در دل آنها زياد شود. بنابراين حديث و حكمتى كه مىشنود. شاد مىشود، از آن نظر كه مناسب گفتن روى منبر است. در حالى كه سزاوار بود شادىاش از آن نظر باشد كه راه خوشبختى و رفتن به راه دين را آموخته تا در درجه اول خود به آن عمل كند، آنگاه بگويد: حال كه خدا اين نعمت را به من داده و مرا از اين حكمت بهرهمند ساخته پس آن را به ديگران افاضه مىكنم تا برادران مسلمانم در نفع آن با من شريك باشند، و اين از امورى است كه بيم و فتنهاش بسيار است و حكم آن حكم حكومتهاست. بنابراين كسى كه هيچ انگيزهاى جز جاهطلبى و موقعيّت يافتن و از راه
«١٢٢» همان ماءخذ، ص ٤٠٧، باب اصناف قاضيان .