راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٠ - ترك عبادات از بيم ريا و داخل شدن در آفتها
بهرهاى از دين ندارند، پس دلت را به كار مردم مشغول مدار زيرا خدا آنها را ضايع نمىكند، و به خودت بينديش، پس مىگويم: با اين حال اگر در شهر كسانى باشند كه به موعظه قيام كنند در نهى كردن از وعظ فايدهاى جز امتناع بعضى از آنها نيست و گرنه مىدانيم كه تمام آنها امتناع نكرده و لذّت رياست را رها نمىسازند پس اگر در شهر جز يك نفر نباشد و موعظه او براى مردم مفيد باشد، از آن نظر كه خوش سخن و خوش منظر است و در مردم عوام چنان توهّمى ايجاد كند كه در موعظهاش قصد خدا دارد و تارك دنياست و از آن روى گردانده او را از موعظه كردن باز نمىدارد و به او مىگوييم: مشغول موعظه باش و با نفس خود جهاد كن، پس اگر بگويد: به نفس خود مطمئن نيستم، مىگوييم: مشغول موعظه باش و با نفس خود جهاد كن، زيرا مىدانيم كه اگر اين كار ترك شود تمام مردم هلاك مىشوند چون شخص ديگرى نيست كه به اين امر مهم قيام كند، و اگر بر موعظه مواظبت كند و هدفش مقام باشد او بتنهايى هلاك مىشود و سلامت ماندن دين همه مردم در نزد ما محبوبتر از سلامت ماندن دين آن يك نفر است. بنابراين او را فداى گروه مىكنيم و مىگوييم: شايد اين همان كسى است كه رسول خدا (ص) دربارهاش فرموده است: «خدا اين دين را به وسيله گروههايى تأييد مىكند كه بهرهاى از دين ندارند».«١٢٦» واعظ كسى است كه با سخن و روش ظاهرىاش مايل به آخرت و بىميل به دنياست، امّا سخنان بيهوده و الفاظ مسجّع كه توأم با اشعار است و واعظان در اين دوره پديد آوردهاند از مطالبى است كه در آن تعظيم دين و بيم دادن مسلمانان نيست بلكه اميدوار كردن و جرى ساختن بر گناهان به وسيله نكتههاى باريك است و لازم است شهرها را از اين واعظان خالى كرد، زيرا آنها نايبان رجّال و جانشينان شيطانند، و سخن ما فقط درباره واعظى است كه موعظه حسن كند و ظاهرى آراسته داشته باشد و دوست داشته باشد سخنش مورد قبول واقع شود و بس، و تهديدهايى كه راجع به علماى
«١٢٦» ????????????????