راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٦٣ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
شنوندگان حديث نوشته مىشود و هرگاه بزرگ شود متصدّى امر سماع مىشود تا ديگران از او حديث بشنوند و شخص بالغى كه در مجلس سماع حاضر مىشود گاه غافل است و نمىشنود و گوش نمىدهد و حديث را ضبط نمىكند و بسا كه مشغول به حديثى يا نسخى باشد و استادى كه بر او حديث قرائت مىكند اگر در آنچه مىخواند تصحيف كند يا تغيير دهد نمىفهمد و تمام اين امور جهل و فريفتگى است زيرا اصل در حديث اين است كه آن را از رسول خدا (ص) بشنوند و همان طور كه شنيده حفظ كند و همان طور كه حفظ كرده روايت كند. پس روايت بايد از حفظ و حفظ از سماع نشأت بگيرد و اگر نتوانى از رسول خدا (ص) بشنوى آن را از صحابه يا تابعين بشنوى و شنيدنت از راوى مانند شنيدن كسى باشد كه از رسول خدا (ص) شنيده و آن بدين صورت است كه گوش بدهى و حفظ كنى و همان طور كه حفظ كردهاى روايت كنى و همان طور كه شنيدهاى حفظ كنى، بطورى كه حرفى از آن را تغيير ندهى و اگر ديگرى حرفى از آن را تغيير دهد يا اشتباه كند خطاى او را بفهمى. حفظ كردن حديث هم دو راه دارد: يكى اين كه در دل آن را حفظ كنى و با يادآورى و تكرار، حفظ را دوام بخشى چنان كه هر چه در مسير حالات به گوشت مىرسد حفظ مىكند. دوّم آنكه هر چه را مىشنوى بنويسى و نوشتهات را تصحيح كنى و آن را حفظ كنى تا دست تغيير دهنده به آن نرسد و حفظ نوشتهات همراهت و در خزانه ذهنت باشد زيرا اگر دست ديگرى به آن برسد بسا كه آن را تغيير دهد و هرگاه آن را حفظ نكنى متوجّه تغيير آن نشوى و اگر در دلت يا با نوشتنت حفظ كنى نوشتهات شنودهات را به يادت مىآورد و از تغيير و تحريف در امانى و هرگاه نه در دل حفظ كنى نه با نوشتن و صدايى به گوشت برسد كه موجب غفلت شود و از مجلسى كه حديث را در آن قرائت كردهاى جدا شوى آنگاه نسخهاى از آن استاد را ببينى و ممكن بدانى كه در آن تغييرى رخ داده باشد يا حرفى از آن نسخهاى كه شنيدهاى افتاده باشد برايت روا نيست كه بگويى اين كتاب را شنيدهام، زيرا نمىدانى شايد محتواى آن را نشنيده باشى بلكه چيزى را شنيده باشى كه مخالف آن باشد، اگر چه يك كلمه باشد. پس هرگاه حديث را