راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٠ - صنف سوم صوفيانند
عادت بعضى از فقرا سپاسگزارى و افشا كردن بخشش است. اينان معتقدند پنهان داشتن چيزى كه فقير از آنها مىگيرد ظلم و كفران بر فقيران است، و گاه بر انفاق مال در حج حريصند و هر سال به حج مىروند، و بسا كه همسايگانشان را گرسنه بگذارند از اين رو ابن مسعود گفته است: در آخر الزّمان زائران مكه بدون دليل زياد مىشوند مسافرت حجّ بر آنان آسان و روزيشان گسترده است و بىبهره از حجّ باز مىگردند يكى از آنها را شترش در ميان بيابانهاى بىآب و علف و شنزارها به سرعت مىبرد، در حالى كه همسايهاش در كنارش عائلهمند است و با او مواسات نمىكند. ابو نصر تمّار روايت كرده كه مردى براى خداحافظى با بشر بن حارث آمد و گفت: عازم حجّ هستم. پس بشر برخاست و به او گفت: براى مخارج سفر چه اندازه مهيّا ساختهاى؟ گفت: دو هزار درهم، گفت: هدفت از حج چيست؟ تفريح يا اشتياق به خانه خدا يا طلب خشنودى خدا؟ گفت: طلب خشنودى خدا گفت: پس اگر به خشنودى خدا در خانهات برسى و دو هزار درهم انفاق كنى و يقين داشته باشى كه خدا از تو خشنود مىشود آيا اين كار را مىكنى؟ گفت: آرى، گفت: برو و هزينه سفرت را به ده انسان مقروض بده كه قرض خود را بپردازند و به فقيرى بده كه پراكندگيهاى زندگى خود را جمع كند و به معيلى بده كه عيال خود را بىنياز كند، و به مربّى يتيمى بده كه او را خوشحال كنى و اگر دلت قدرت آن را دارد كه به يك نفر بدهى (دو هزار درهم را) به يك نفر بده چرا كه شادمان كردن ولو يك مسلمان و فريادرسى بيچارگان و برطرف ساختن فقر و سختى و كمك به ضعيف پس از حجّ واجب بهتر از صد حج است، برخيز و كارى را كه به تو گفتم بكن و گرنه آنچه در دل دارى برايمان بگو. پس گفت: اى ابو نصر مسافرت كردن در دلم قوىتر است. پس بشر لبخندى زد و به او روى آورده گفت: هرگاه از چرك تجارتها و شهرها جمع شود، نفس مىخواهد كه با آن حاجتى را برآورد. پس اعمال صالح را اظهار مىكند در حالى كه خدا به خودش سوگند ياد كرده است كه جز عمل تقواپيشگان را قبول نكند.