راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩١ - صنف سوم صوفيانند
گروه ديگرى از صاحبان مال اموال خود را حفظ مىكنند و به مقتضاى بخل آن را نگاه مىدارند. آنگاه به عبادتهاى بدنى كه خرج ندارد مشغول مىشوند مانند روزه گرفتن در روز و بر پا خاستن شب به عبادت و ختم كردن قرآن در حالى كه فريفتهاند، زيرا بخلى كه مهلك است بر درون آنها مسلّط شده است و نياز به آن دارند كه با انفاق مال بخل را ريشهكن سازند.
پس سرگرم به دست آوردن فضيلتهايى مىشوند كه از آن بىنيازند، مثل چنين شخصى مثل كسى است كه مارى در لباسش وارد شود و مشرف به هلاكت باشد در حالى كه به پخت سكنجبين مشغول شده تا با آن صفرا را آرام سازد، و كسى كه مار او را بكشد كى به سكنجبين نياز خواهد داشت؟
گروه ديگرى هستند كه بخل بر آنها غالب شده و به خود اجازه نمىدهند چيزى جز زكات بپردازند. زكات را نيز از مال پست و فاسدى مىدهند كه به آن رغبت ندارند و در طلب فقيرى هستند كه به آنها خدمت كند و يا براى برآوردن حاجاتشان رفت و آمد كند يا به كسانى زكات مىدهند كه در آينده به او محتاجند تا براى خدمتى به كارش بگيرند يا به كسانى زكات مىدهند كه خلاصه غرضى داشته باشند يا زكات را به كسى مىدهند كه يكى از بزرگان معيّن كند، بزرگانى كه از شكوهشان كمك مىگيرد تا با دادن زكات به شخص تعيين شده از سوى آنان در نزد آنها موقعيّتى كسب كند و حاجات وى را برآورده سازند، و تمام اين امور نيّت را فاسد و عمل را از بين مىبرد و صاحب آن فريفته است و مىپندارد كه مطيع خداست در حالى كه گنهكار است زيرا با عبادت خدا عوض از ديگرى مىخواهد و اين مورد و نظاير آن نيز از فريفتگى صاحبان مال قابل شمارش نيست تو اين اندازه را فقط براى آگاهانيدن از انواع غرور نقل كرديم.
گروه ديگر مغروران مردم عوام و صاحبان مال يا فقيرانى هستند كه به مجلس ذكر فريفته شدهاند و معتقدند كه (شركت در) مجلس ذكر برايشان كافى است و به آن عمل خو گرفتهاند و مىپندارند كه تنها شنيدن موعظه، بدون پندگيرى و عمل كردن، براى آنها