راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٢ - شرح رياى خفى كه از حركت مورچه پنهانتر است
صورت تمام مىكند ولى هر گاه مردم از عبادتش آگاه شوند شاد مىشود و احساس راحتى مىكند و اطلاع آنان سختى عبادت را بر دل او آسان مىسازد. اين شادمانى دليل بر ريايى خفى است كه از آن شادى پديد مىآيد، و اگر به مردم توجّهى نمىداشت در هنگام آگاه شدن مردم از عبادتش، شاد نمىشد. بنابراين ريا در قلبش جايگزين شده، همانند آتش نهفته در سنگ و آن شادمانى كه از آگاهى مردم حاصل مىشود پرده از روى آن رياى مخفى برمىدارد. آنگاه اگر لذّت شادمانى را در هنگام مطّلع شدن مردم احساس كرد و با ناخوشايندى با آن روبرو نشد، خوراكى براى رگ پنهان ريا مىشود تا نفس او را كمى بجنباند، و در نهان مىخواهد كه با زحمت عاملى را به وجود بياورد كه به طور غير مستقيم مردم مطّلع شوند و با سخن كنايى گفتن عبادت خود را به رخ ديگران بكشد، اگر چه صريحا اظهار نمىكند. و گاه عمل خود را پنهان مىدارد و آشكار و با كنايه هم اظهار نمىكند، امّا با قيافهاى كه بخود مىگيرد عمل خويش را آشكار مىسازد مانند تظاهر به لاغرى و زردى و آهستگى صدا و خشكى لبها و آب دهن و آثار اشك بر گونهها، و غالب شدن خواب سبك كه دليل مداومت بر شبزندهدارى است و پنهانتر از اين ريا آن است كه بطورى مخفى باشد كه قصد آگاه شدن مردم را ندارد و از آشكار شدن عبادتش شاد نمىشود، با اين حال هر گاه مردم را مىبيند دوست دارد كه به او سلام دهند، و با روى خوش و محترمانه با او روبرو شوند و او را بستايند، و با نشاط حاجتش را برآورند و در خريد و فروش نسبت به او گذشت نشان دهند و برايش در مجالس جا باز كنند و اگر كسى در اين كارها كوتاهى كند بر او ناگوار و سنگين آيد و آن را بعيد شمارد و گويى نفس او در برابر عباداتى كه پنهان مىداشته خواستار احترام است با اين كه از آن عبادات كسى مطّلع نيست و اگر از رياكار چنين عباداتى سرنمىزد كوتاهى مردم را در حق خود بعيد نمىشمرد و چون وجود عبادت در تمام امورى كه به مردم مربوط مىشود با عدم آن تفاوت ندارد اين شخص تنها به آگاهى خدا از عبادتش اكتفا نمىكند و خالى