راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٣ - شرح رياى خفى كه از حركت مورچه پنهانتر است
از شائبه نهانى ريا نيست كه از حركت مورچه پنهانتر است و احتمال مىرود تمام اين انواع ريا اجر و ثواب انسان را نابود سازد و جز صدّيقان كسى از آن سالم نمىماند. از على (ع) روايت شده كه فرمود: «خداوند در روز قيامت به قاريان (يا به فقيران) مىگويد: آيا جنس را به شما ارزانتر نمىدادند؟ آيا مردم به شما سلام نمىكردند؟ آيا حوائج شما را برنمىآوردند؟» در حديثى ديگر است: «برايتان پاداشى نيست شما پاداشتان را دريافت كردهايد» عبد الله بن مبارك گويد: از وهب روايت شده كه گفت: مردى از جهانگردان به يارانش گفت: ما از بيم طغيان و سركشى، از اموال و اولادمان جدا شديم و مىترسيم كه به خاطر اين كارمان به بيش از طغيانى گرفتار شويم كه مالداران به آن دچار شدند. همانا يكى از ما هر گاه با كسى برخورد كند دوست دارد كه به خاطر دينداريش احترام شود، و اگر چيزى بخرد دوست دارد كه به خاطر دينش ارزان به او دهند و اگر حاجتى بخواهد دوست دارد به خاطر دينش آن را برآورند. اين خبر به سلطانش رسيد. پس گروهى از مردم به همراه او سوار بر مركبها شدند و ناگهان كوه و دشت پر از مردم شد. جهانگرد گفت: چه خبر است؟ گفتند: اين سلطان است كه بر تو سايه افكنده است. پس به غلام گفت: برايم غذايى بياور پس سبزى و روغن زيتون و مغز درختان برايش آوردند او دهانش را پر مىكرد و بىپروا مىخورد، سلطان گفت: صاحبتان كجاست؟ گفتند: همين است، سلطان گفت: حالت چگونه است؟ گفت: مانند مردم- در حديث ديگرى است كه گفت: خوب است، سلطان گفت: نزد اين مرد خيرى نيست و برگشت. جهانگرد گفت: سپاس خدايى را كه تو را در حالى از من منصرف ساخت كه مرا نكوهش مىكنى.
انسانهاى مخلص همواره از رياى خفى بيم داشتند و مىكوشيدند مردم را در برابر اعمال شايسته خود گول بزنند (مردم نفهمند) و بيش از مردمى كه در پنهان داشتن گناهشان حريصاند به پنهان ساختن اعمال نيك خود حريص بودند. تمام اين كارها به