راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٥ - شرح اجمالى درمان عجب
در بنده را ديگرى به او داده باشد نه شاه) بعيد به نظر نمىرسد كه بنده به آن صفت عجب كند و اين درباره شاهان قابل تصوّر است ولى درباره خداوند مالك الملوك تصوّر شدنى نيست، خدايى كه در آفرينش تمام موجودات يگانه و در ايجاد كردن صفت و صاحب صفت بىهمتاست زيرا اگر به عبادتت عجب كنى و بگويى خدا مرا به آن موفّق ساخت چون او را دوست دارم مىگويند: دوستى را در دلت كه آفريد؟ خواهى گفت: خدا، گفته مىشود: پس دوستى و عبادت هر دو نعمت خدادادى است كه خدا بدون استحقاق از سوى تو از اوّل به تو داده است زيرا براى تو وسيلهاى نيست. پس عجب كردن به بخشش خداست، زيرا وجودت و صفاتت و اعمالت و وسيله انجام اعمالت را او به تو داده است، در اين صورت عجب كردن عابد به عبادت خود بىمعناست و همچنين عجب كردن عالم به علم خود و زيبا به زيبايى خود و ثروتمند به ثروت خود، زيرا تمام اينها بخشش خداست و همانا او محلّ ريزش فضل و بخشش خداست وانگهى محلّ هم از جود و عطاى اوست.
اگر بگويى: برايم ممكن نيست اعمالم را ناديده بگيرم در حالى كه خود انجام داده و در برابر آنها انتظار ثواب دارم و اگر عمل از آن من نبود هرگز انتظار ثواب نداشتم. پس اگر اعمال بر سبيل ابداع مخلوق خدا باشد، پس از كجا براى من ثوابى خواهد بود و اگر اعمال از من است و به توان خود انجام دادهام چگونه به آن عجب نكنم؟
بايد بدانى كه پاسخت به دو صورت است: در يكى حقّ آشكار است و در ديگرى مسامحه است. امّا حقّ صريح آن است كه تو و قدرت و اراده و حركت و تمام آنها آفريده خداست. پس آنگاه كه عمل كردى تو نكردهاى و آنگاه كه نمازگزاردى تو نماز نگزاردهاى خداى متعال فرموده: وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ الله رَمى.«١٨٣» اين است آن حقيقتى كه روشنتر از ديدن با چشم براى صاحبدلان آشكار شده است، بلكه تو و
«١٨٣» انفال / ١٧: و اين تو نبودى (اى پيامبر كه خاك و ريگ به صورت آنها) پاشيدى بلكه خدا پاشيد.