راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٦٤ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
به دل حفظ نكرده و نسخهاى صحيح با تو نباشد كه بدان مطمئن باشى تا با آن مقابله كنى از كجا خواهى دانست كه آن را شنيدهاى در حالى كه خداوند مىفرمايد: وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ به عِلْمٌ«٧٩». و گفته تمام اساتيد در اين زمان ما كه آنچه در اين كتاب است شنيدهايم در صورتى كه شرط ياد شده را نداشته باشد دروغى آشكار است و كمترين شروط شنيدن اين است كه تمام آن به گوشت برسد، نوعى حفظ كه تغيير آن را درك كنى و اگر جايز بود كه سماع كودك و غافل و آنچه شخص در حال خواب استنساخ مىكند نوشته شود، نوشتن سماع كودك در گهواره و سماع و مجنون نيز جايز بود. سپس هرگاه كودك بالغ و مجنون عاقل شود بايد نوشتن سماع (در حال كودكى و جنون) جايز باشد در صورتى كه در جايز نبودن آن ميان علماء اختلافى نيست و اگر نوشتن سماع كودك در گهواره جايز بود نوشتن سماع جنين در رحم نيز جايز بود، پس اگر سماع كودك در گهواره نوشته نمىشود چون نمىفهمد و حفظ نمىكند، پس كودكى كه بازى مىكند و شخص غافل و كسى كه شنيده را فقط مىنويسد امّا نمىفهمد چگونه جايز خواهد بود؟ و آيا براى سماع مدركى جز گفته رسول خدا (ص) وجود دارد: «خدا شاداب و زيبا سازد مردى را كه گفتار مرا بشنود. پس آن را حفظ كند و همان طور كه شنيده است آنرا حفظ كند«٨٠»» و چگونه كسى كه شنوده خود را نمىفهمد مىتواند همان طورى كه شنيده ادا كند؟ اين نوع غرور زشتترين نوع آن است، در حالى كه مردم زمان بدان گرفتارند و اگر احتياط كنند اساتيدى نمىيابند، جز كسانى كه در كودكى به همين صورت و در حال غفلت حديث شنيدهاند، امّا محدّثان از آن سماع به قبول و وجاهت (نزد مردم) مىرسند. پس آن بيچارگان مىترسند كه اگر شروط سماع حديث را (يعنى شنيدن از رسول خدا و حفظ و روايت آن به همان صورتى كه شنيدهاند) رعايت.
«٧٩» اسراء / ٣٥: از آنچه نمى دانى پيروى مكن .
«٨٠» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٢٣٦، از حديث انس و به شماره ٢٣٠، از حديث زيد بن حارث و غير او روايت كرده است .