راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٩ - درمان ريا و راه درمان قلب در ريا
سرگرم شود سپس شيطان چيزى به دلش بيندازد از آن آگاه مىشود و در هنگام آگاهى سرگرم دفع شيطان مىگردد، و سرگرمى به ياد خدا مانع از بيدارى در هنگام وسوسه شيطان نمىشود بلكه انسان مىخوابد در حالى كه بيم آن دارد كه كارى مهمّ در هنگام طلوع صبح از او فوت شود و خود را ملزم مىسازد كه از فوت آن بپرهيزد و مىخوابد به اين قصد كه در آن وقت بيدار شود. پس در شب چند مرتبه پيش از وقت موعود بيدار مىشود، چون در قلبش پرهيز از فوت كار مهمّ جايگزين شده با اين كه بر اثر خواب از آن غافل است. بنابراين سرگرمى او به ياد خدا چگونه مانع بيدارى او (در برابر وساوس
شيطان) مىشود، چنين قلبى است كه مىتواند دشمن را دور سازد و هرگاه تنها به ياد خدا سرگرم باشد خواهشهاى نفسانى مىميرد و نور عقل و علم در آن زنده مىشود و تاريكى شهوت از آن مىرود بنابراين ارباب بينش دشمنى شيطان را به دل در مىيابند و در كمين شيطانند و دل را وادار به پرهيز از شيطان مىكنند، سپس به ياد شيطان سرگرم نمىشوند، بلكه به ياد خدا مشغول مىشوند و با آن شرّ دشمن را دفع مىكنند و به نور ياد خدا كسب نور مىكنند تا در پرتو آن به افكار دشمن پىببرند. بنابراين داستان قلب داستان چاهى است كه كه بخواهند آن را از آب تيره و كثيف پاك سازند تا آب زلال از آن بجوشد پس كسى كه به ياد شيطان مشغول است آب تيره و كثيف را در آن باقى گذاشته است و كسى كه ميان ذكر شيطان و ذكر خدا جمع كرده آب آلوده را از يك طرف كشيده ولى از جاى ديگر كه آب آلوده جارى است آن را به سوى چاه رها ساخته است و زحمتش در خشك كردن چاه از آب كثيف طول مىكشد و چاه خشك نمىشود، و شخص بينا كسى است كه مجراى آب آلوده را ببندد و آن را پر از آب زلال كند و هرگاه آب كثيف بيايد بدون زحمت و خرج جلو آن را مىبندد.