راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٢ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
كردهاى و خوردن و نوشيدن و ايستادن و نشستن تو را بنويسند، در حالى كه تو آنها را از ياد بردهاى ولى خدا محاسبه كرده است. بنابراين براى محاسبه بيا و آماده جواب شو يا روانه خانه عذاب پس از ترس اين خطاب قلبش پاره پاره مىشود، پيش از آن كه نامهها پراكنده شود و گناهان ثبت شده در آن را مشاهده كند و وقتى آنها را مىبيند مىگويد: يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها.«١» اين پايان كار اوست و معناى آيه: ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ همين است، پس كسى را كه چنين وضعى دارد با تكبّر و بزرگى كردن چه كار است؟! بلكه لحظهاى شادمانى ندارد چه رسد كه غرور و تكبّر ورزد. پس براى انسان حال نخست و ميانهاش آشكار شد و اگر حال فرجامش ظاهر شود- پناه بر خدا- بسا كه سگ و خوك بودن را برگزيند تا با حيوانات خاك شود و انسان نباشد كه خطابى بشنود و يا با عذابى روبرو شود و اگر در پيشگاه خدا مستحقّ آتش باشد پس خوك از او برتر و پاكتر است، زيرا آغاز و انجامش خاك و از محاسبه و عذاب بر كنار است، وانگهى مردم از سگ و خوك نمىگريزند در حالى كه اگر مردم دنيا بنده گنهكارى را در آتش ببينند از بيم آفرينش و زشتى صورتش بيهوش مىشوند و اگر بوى او را احساس كنند از تعفّن آن خواهند مرد و اگر قطرهاى از نوشيدنى مورد استفاده او در درياهاى دنيا بيفتد از مردارها بدبوتر مىشود. پس كسى كه در فرجام چنين حالى دارد- مگر مورد عفو واقع شود در حالى كه در عفو شدنش ترديد دارد- چگونه شادى مىكند و مغرور مىشود؟ و چگونه تكبّر مىكند؟ و چگونه خود را چيزى به حساب مىآورد تا براى خود به فضيلتى معتقد شود؟ و كدامين بنده است كه گناهى نكرده باشد كه بدان مستحقّ كيفر شود، مگر كه خداوند كريم به لطف خود او را عفو كند، آيا ديدهاى كسى را كه به يكى از شاهان ستمى كرده و بدان مستحق هزار تازيانه شده و در زندان محبوس شد، در حالى كه منتظر است براى كيفر كردنش در حضور مردم بيرون برده شود و
«١» كهف / ٤٩