راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٩ - شرح نكوهش غرور و حقيقت آن و مثالهايش
كسى كه بينديشد كسانى را كه به آخرت يقين دارند، و از آخرت خبر مىدهند و مىگويند تقوا داروى سودمندى در رسيدن به سعادت اخروى است، بهترين آفريدگان خدا و والاترين مردم از نظر درجه بينش و عقل و معرفت خواهد شناخت، آنان انبياء و اولياء و حكيمان و عالمانند و در آن اعتقاد اصناف مردم از آنها پيروى مىكنند و بندرت چند باطلگرا در ميانشان يافت مىشود كه شهوت بر آنها غالب شده و نفوسشان به بهره ورى از دنيا مايل شود، و ترك شهوتها بر ايشان و اقرار به اين كه دوزخى هستند سخت مىآيد. از اين رو آخرت را انكار و انبياء را تكذيب مىكنند، و چنان كه گفته كودك و شخص روستايى عامى اطمينانى را كه در دل از سخن مورد اتّفاق پزشكان به وجود آمده برطرف نمىسازد، گفتار نادانى كه برده شهوتها شده و نيز در درستى گفتههاى انبياء و علماء ترديد ايجاد نمىكند و اين اندازه ايمان براى تمام مردم كافى است و آن يقين قطعى است كه شخص را ناگزير به عمل وا مىدارد و غرور به وسيله آن برطرف مىشود.
امّا مدرك دوم براى شناخت آخرت وحى و الهام است، وحى ويژه انبياء و الهام مخصوص اولياست و چنين نپنداريد كه شناخت پيامبر نسبت به امر آخرت و امور دين به تقليد جبرئيل و با شنيدن از اوست، چنان كه شناخت شما تقليد از پيامبر است. تا شناخت شما مانند شناخت پيامبر باشد و اختلاف فقط در شخص مقلّد است، بعيد است كه چنين باشد، زيرا تقليد معرفت و شناخت نيست بلكه اعتقادى صحيح است در حالى كه پيامبران عارف به حقايقاند، يعنى حقيقت اشياء آن چنان كه هست برايشان كشف شده و با چشم باطن آنها را مشاهده كردهاند. چنان كه شما محسوسات را با چشم ظاهر مشاهده مىكنيد. بنابراين انبياء از آنچه مشاهده كردهاند خبر مىدهند نه از شنيدن و تقليد، به اين صورت كه حقيقت روح براى آنها كشف شده و اين كه روح از امر خداست (عالم امر) و مقصود از امر خدا امر در مقابل نهى نيست، چرا كه امر در مقابل نهى سخن است و روح سخن نيست و مقصود از امر «شأن» هم نيست تا مقصود از آن