راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٩ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
خودپسندى يا كينه باشد هر گاه با شخص مورد تكبّر خلوت كند و فرد سومى هم با آنها نباشد تكبّر مىكند. همچنين گاه خود را به دروغ به تبارى بزرگ منسوب مىكند در حالى كه مىداند دروغگوست. آنگاه بر كسى كه به آن تبار منسوب نيست تكبّر كرده و در مجالس بر او برترى مىجويد و در راه خود را بر او مقدم مىدارد و راضى نمىشود كه در تعظيم و احترام با او برابر باشد، در حالى كه در باطن مىداند استحقاق آن را ندارد و در باطن بر او تكبّرى ندارد، چون مىداند كه در ادّعاى تبار (والا) دروغگوست ولى رياكارى او را به كارهاى متكبّران وامىدارد و نام متكبّر بيشتر بر كسى اطلاق مىشود كه از روى تكبّر باطنى اين كارها را مىكند و آن از خودپسندى و كوچك شمردن ديگران نشأت مىگيرد و اگر اين مورد تكبّر ناميده مىشود به سبب شبيه بودن به كارهاى متكبّران است.
شرح اخلاق متواضعان و مجموعه چيزهايى كه در آنها اثر تواضع و تكبّر نمايان مىشود
بايد دانست كه تكبّر در چهره انسان آشكار مىشود مانند تمايل صورت به يك طرف و به يك گوشه چشم نگريستن كه با خشم و اعراض توأم باشد و نيز سر به زير افكندن و چهار زانو نشستن و تكيه دادن و نيز در گفتار متكبّر حتى در صدا و آهنگ كلام و نحوه سخن گفتن، و در راه رفتن و نشست و برخاست و حركات و سكنات و كارهايى كه مىكند و در دگرگونيهاى حالات، اقوال و اعمال او تكبّر آشكار مىشود، در بعضى از متكبّران تمام اين امور جمع مىشود و برخى از آنها در بعضى از اين امور تكبّر ورزيده و در بعضى تواضع مىكنند، از جمله تكبّر به اين كه دوست دارد مردم در برابر او بايستند در حالى كه على (ع) فرمود: «هر كه مىخواهد به مردى بنگرد كه اهل دوزخ است بايد به مردى بنگرد كه نشسته و گروهى در برابرش ايستادهاند.»
انس گفته است: در نظر مردم هيچ كس محبوبتر از رسول خدا نبود و مردم هر گاه او