راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣١ - شرح حقيقت تكبّر و آفت آن
ورزيدن بر خداست، اگر چه درجه پايينتر آن است ولى متكبّر در اين نوع از قبول فرمان خدا و تواضع در برابر رسول او تكبّر ورزيده است.
٣- تكبّر ورزيدن بر بندگان آن است كه خود را بزرگ و ديگران را كوچك شمارد و از اطاعت آنها امتناع ورزد و تكبّر او را به برترى خود نسبت به آنها فرا بخواند پس آنها را تحقير كند و كوچك شمارد و برابر بودن با آنها را براى خود ننگ بداند. اين نوع تكبّر اگر چه از نوع اوّل و دوّم پايينتر است، امّا از دو جهت مهمّ است:
الف- بزرگى و عزّت و عظمت و بلندى مرتبه جز به خداى توانا نمىسزد. امّا بنده ضعيف و ناتوان كه توان بر هيچ چيز ندارد كجا لايق تكبّر ورزيدن است! و هرگاه بنده تكبّر ورزد با خداى متعال در صفتى ستيز كرده و بر روى تخت شاه بنشيند، پس چقدر مستحقّ غضب است، و چه بسيار هدف بلا و كيفر واقع مىشود، و چه سخت بر مولايش گستاخ شده و كار زشتى كرده است! خداى متعال به همين نكته اشاره فرموده است:
«بزرگى لباس زير من و كبريا لباس رويين من است. پس هر كس در اين دو صفت با من بستيزد او را درهم مىشكنم.»«١٠٣» يعنى صفت تكبّر ويژه من است و جز من لايق هيچ كس نيست. پس هر كه بر بندگان خدا تكبّر ورزد نسبت به خدا جنايت كرده است، زيرا كسى كه غلامان مخصوص شاه را كوچك شمارد و آنها را به خدمت گرفته بر آنها تكبّر ورزد و حقّ مخصوصى كه شاه نسبت به آنها دارد به خود اختصاص دهد با شاه در بعضى از كارهاى مربوط به وى ستيز كرده است، اگر چه درجه گستاخى او به درجه كسى كه در صدد نشستن بر تخت شاه و گرفتن مقام اوست نمىرسد. بنابراين تمام مردم بندگان خدايند و تنها خدا بر آنها بزرگى و عظمت دارد پس هر كسى بر بندهاى از بندگان خدا تكبّر ورزد با خدا در حقّ مخصوص او ستيز كرده است. آرى تفاوت ميان اين ستيز و ستيز نمرود و فرعون همان فرقى است كه ميان ستيز با شاه و كوچك شمردن برخى از
«١٠٣» اين حديث را حاكم در مستدرك ، ج ١، ص ٦١، روايت كرده و پيش از اين نقل شد.