راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٨ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
چنين گناهانى نداشته باشى] با اين حال نيز نبايد بر او تكبّر كنى، زيرا گناهان دلها از قبيل تكبّر و حسد و ريا و كينه و اعتقاد باطل و وسوسه در صفات خدا و خيال اشتباه در خدا، تمام اينها در نزد خدا از گناهان بزرگ است، و بسا كه در دلت گناهان پنهانى روى دهد كه با آن در پيشگاه خدا مورد خشم واقع شوى در حالى كه براى شخص متظاهر به فسق عبادتهاى قلبى از قبيل دوستى خدا و اخلاص، ترس و تعظيم [خدا] روى دهد كه در تو نيست و با آن عبادتها گناهانش بخشوده شود و روز قيامت كه پرده كنار رود او را به درجاتى بالاتر از خود ببينى، و اين ممكن است و امر ممكنى كه براى تو بعيد به نظر مىرسد سزاوار است نزد تو بعيد نيايد و اگر دلسوز خودت هستى به آنچه براى ديگرى ممكن است نينديش بلكه به چيزى بينديش كه درباره خودت بيم آن مىرود، زيرا گناه كسى را بر ديگرى ننهند و عذاب ديگرى عذاب تو را سبك نمىكند و هر گاه به اين خطر بينديشى تو را از تكبّر و برتر ديدن خود از ديگران باز مىدارد. وهب بن منبه گفته است:
عقل هيچ بندهاى كامل نمىشود، مگر در او ده خصلت باشد. پس نه خصلت را شمرد تا به دهمى رسيد. سپس گفت: دهمى چه دهمى به وسيله آن بلند آوازه شود و سرورى يابد [و آن] اين است كه تمام مردم را بهتر از خود بداند و مردم در نزد او دو گروهند:
گروهى بهتر و برتر از اويند و گروهى بدتر و پستتر از او هستند و او به دل نسبت به هر دو گروه تواضع مىكند. اگر كسى را كه بهتر از او ببيند شادمان مىشود و آرزو مىكند كه به او بپيوندد و اگر كسى را كه بدتر از اوست ببيند مىگويد: شايد اين شخص نجات يابد و من هلاك شوم و او را بدتر از خودش نمىداند در حالى كه از فرجام خود مىترسد، و مىگويد: شايد اين فرد در باطن نيكوكار باشد و آن براى او بهتر باشد، و نمىدانم شايد ميان خود و خدا اخلاقى پسنديده داشته باشد. پس خدا او را بيامرزد و توبهاش را بپذيرد و كارش به بهترين اعمال ختم شود ولى نيكى من آشكار است و آن برايم بد است به بندگى و عبادت ظاهرى خودم مطمئن نيستم شايد آفتهايى به آن راه يافته و آن را نابود