راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٠ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ،«١٥٨» وَ هُمْ من خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ.«١٥٩» پس هرگاه ترس و پرهيز از آنچه در حكم ازلى پروردگار گذشته و هنگام پايان اجل كشف مىشود، برطرف گردد، در امان بودن از مكر خدا بر او غالب آيد و آن موجب تكبّر و هلاكت مىشود. بنابراين تكبّر دليل ايمن بودن و ايمن بودن هلاك كننده است، و تواضع دليل بيم است و سعادت آفرين. در اين صورت آنچه عابد با پنهان ساختن تكبّر و كوچك شمردن مردم و نگريستن به آنها با چشم حقارت، تباه مىكند بيشتر از آن چيزى است كه با اعمال ظاهر خود اصلاح مىكند. اين است آگاهيهايى كه تنها به وسيله آنها بيمارى تكبّر از دل زدوده مىشود، جز اين كه نفس پس از اين شناخت گاه تواضع را پنهان مىدارد و مدّعى است كه از تكبّر بدور است در حالى كه دروغگوست و هرگاه حادثهاى روى دهد نفس به طبيعت خود برمىگردد و وعدهاش را از ياد مىبرد از اين رو شايسته نيست كه به شناخت تنها اكتفا كند بلكه سزاوار است كه شناخت را با عمل كامل كرده و نفس خود را با اعمال متواضعان در مواقعى كه تكبّر از نفس به هيجان مىآيد، بيازمايد و شرح آن اين است كه نفس را به پنج امتحان بيازمايد كه دليل بر بيرون آمدن آن چيزى است (تكبّر) كه در دل است اگر چه امتحانها بسيار است.
امتحان اوّل:
اين است كه وقتى با يكى از همگنان خود در مسألهاى بحث مىكند، اگر حقّى بر زبان رفيقش جارى شود، بر او گران آيد كه آن را بپذيرد و به آن اقرار كند و مطيع شود و نيز بر او دشوار باشد كه از رفيق خود به خاطر كشف حقيقت و آگاه ساختن وى سپاسگزارى كند. اين حالت دليل است بر اين كه تكبّرى نهان در وجود او هست و بايد در آن مورد از خدا بپرهيزد و به درمان خود مشغول شود و از لحاظ اعتقادى بايد پستى نفس خود و خطر فرجام را ياد كند و بداند كه تكبّر فقط لايق ذات پروردگار است
«١٥٨» انبياء / ٢١: شب و روز تسبيح مى گويند و ضعف و سستى به خود راه نمى دهند.
«١٥٩» انبياء / ٢٩: آنان از ترس خدا بيمناكند.