راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٤ - شرح نكوهش مال و زشتى محبت به آن
حواريّون به عيسى بن مريم (ع) عرض كردند چرا تو بر روى آب راه مىروى و ما نمىتوانيم؟ عيسى (ع) به آنان فرمود: «دينار و درهم در نظرتان چه جايگاهى دارد؟
گفتند: جايگاه خوبى فرمود: ولى طلا و نقره در نزد من با خاك برابر است.»
سلمان به ابو درداء نوشت: برادرم از جمع كردن دنيايى كه شكرش را به جا نمىآورى بپرهيز چرا كه من از رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: «دنيادارى كه خدا را در دنيا عبادت كرده است به محشر مىآورند در حالى كه مالش در مقابلش است، هر چه صراط او را در رفتن مىلرزاند مالش به او مىگويد: برو حقّ خدا را از من پرداختهاى.
آنگاه دنيادارى را مىآورند كه در مورد آن اموال خداى را اطاعت نكرده است در حالى كه مال خود را بر دوش مىكشد، هر چه صراط او را در رفتن مىلرزاند مالش به او مىگويد: واى بر تو چرا حق خدا را از من نپرداختى، و همچنان خواهد بود تا به مرگ و نابودى خوانده شود.»«١٤»
تمام آنچه در كتاب زهد و فقر در نكوهش ثروت و ستايش فقر نقل كرديم به نكوهش مال برمىگردد. بنابراين با تكرار آن مطلب را طولانى نمىكنيم، همچنين تمام آنچه در نكوهش دنيا نقل كرديم به طور عام شامل نكوهش مال هم مىشود، چرا كه مال از بزرگترين اركان دنياست. اكنون آنچه در خصوص مال رسيده است نقل مىكنيم:
پيامبر (ص) فرمود: «هر گاه بنده مىميرد فرشتگان مىگويند: چه پيش فرستاده است. و مردم مىگويند: چه بر جاى گذاشته است»«١٥» و فرمود (ص): «براى خود زمين و ملك نگيريد كه دنيا را دوست خواهيد
«١٤» عراقى گويد: اين حديث از سلمان نيست بلكه از حديث ابودرداء است و اوست كه به سلمان نوشته است ، بيهقى در الشعب چنين روايت كرده و به جاى الدنيا) (المال گفته است ولى حديث منقطع است .
«١٥» اين حديث را بيهقى در الشعب از حديث ابوهريره به سندى ضعيف روايت كرد؛ چنان كه در الجامع الصغير آمده است .