راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٠ - شرح آفتهاى عجب
كه بدان عجب كرده است تا بداند كه عاجز و فقير است و خود بر ضرر خويش شهادت دهد تا حجّت بر او مؤكّدتر باشد، چنان كه خداوند نسبت به ابليس انجام داد و عجب گياهى است كه دانهاش كفر و زمين آن نفاق و آب آن ستم و شاخههايش جهل و برگش گمراهى و ميوهاش لعنت و مخلّد شدن در آتش است پس كسى كه عجب را برگزيند بذر كفر افشانده و نفاق كاشته است و ناگزير اين بذر ميوه و نتيجه خواهد داد.»
شرح آفتهاى عجب
بايد دانست كه آفتهاى عجب آدمى را به تكبّر فرامىخواند، زيرا عجب يكى از عوامل تكبّر است چنان كه پيش از اين بيان كرديم. بنابراين تكبّر از عجب نشأت مىگيرد و از تكبّر آفتهاى بىشمار حاصل مىشود. اين آفتها در ارتباط با بندگان خداست، امّا عجب در ارتباط با خدا انسان را به فراموشى گناهان و سبك شمردن آنها فرامىخواند. بنابراين انسان يادآور بعضى از گناهانش نمىشود و از آنها جستجو نمىكند چون مىپندارد كه از جستجوى آنها بىنياز است در نتيجه آنها را فراموش مىكند و آنچه از گناهان خود به ياد مىآورد كوچك مىشمارد و در جبران آنها نمىكوشد، بلكه گمان آمرزيده شدن آنها را دارد. امّا عبادتها و اعمال را بزرگ مىشمارد و به آن مىبالد و بر انجام آن بر خدا منّت مىنهد، و نعمت خدا را كه به او قدرت و توفيق عبادت داده است فراموش مىكند. سپس هرگاه به عباداتش عجب كند آفتهايش را نمىبيند، و هر كس آفتهاى اعمال خود را جستجو نكند بيشتر سعى او تباه خواهد شد، زيرا هرگاه اعمال ظاهرى خالص و از آلودگيها پاك نشود كمتر سودمند خواهد بود، و تنها كسى در اعمال خود جستجو مىكند كه ترس و بيم بر او غالب باشد نه عجب و خودپسندى، و شخص خودپسند به خود و پروردگارش فريفته شده و از مكر و عذاب خدا ايمن مىشود و مىپندارد كه در پيشگاه خدا جايى دارد و در برابر اعمالش كه نعمت و بخششى از نعمتها