راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٨ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
تبحّرشان در علم محبّت، دليل بر خدا دوستى آنهاست و توانائيشان بر پژوهش در نكات ظريف اخلاص نشانه مخلص بودن آنهاست و آگاهيشان بر عيبهاى نهانى نفس علامت منزّه بودنشان از آن عيبهاست. چنين شخصى تصوّر مىكند كه اگر وى در پيشگاه خدا مقرّب نبود معناى قرب و بعد و علم سلوك به سوى خدا و چگونگى پيمودن منزلهاى سير و سلوك را به او معرّفى نمىكرد، و بيچاره با اين گمانها خود را از خدا ترسان و از كيد خدا در امان و خود را از اميدواران مىداند، در حالى كه از فريب خوردگان تبهكار است، او خود را از كسانى مىداند كه راضى به قضاى الهى است، در حالى كه از قضاى الهى خشمگين است خويشتن را از متوكّلان بر خدا مىداند كه به عزّت و مقام و مال و منال متّكى است خود را از مخلصان مىداند در حالى كه از رياكاران است. او اخلاص را توصيف مىكند و خود صفت اخلاص را ندارد ريا را توصيف و مذمّت مىكند در حالى كه با نكوهش آن رياكارى مىكند تا به او معتقد شوند كه اگر مخلص نبود به نكات باريك ريا راه نمىيافت و براى اين كه سخت حريص بر دنياست و به آن مايل است بىميلى به دنيا را توصيف مىكند مردم را به خدا مىخواند در حالى كه خود گريزان است از خدا بيم مىدهد در حالى كه خود را در امان مىداند خدا را به ياد ديگران مىآورد با آن كه خود خدا را از ياد برده است مردم را به خدا نزديك مىكند با آن كه خود از او دور است به اخلاص تشويق مىكند، در حالى كه خود مخلص نيست صفات نكوهيده را مذمّت مىكند با اين كه خود آن صفات را دارد و مردم را از مخلوق منصرف مىسازد با اين كه خود سخت به آنها حريص است. اگر از مجلسى كه مردم را در آن به خدا دعوت مىكند او را منع كنند زمين فراخ بر او تنگ مىآيد و مىپندارد كه هدفش اصلاح مردم است اگر در ميان همگنانش شخصى ظاهر شود كه مردم به او روى بياورند و به دست او صالح شوند از اندوه و حسد مىميرد اگر يكى از كسانى كه نزد او آمد و رفت دارد بعضى از همگنانش را بستايد مبغوضترين مخلوق خدا در نزد او