راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٢ - شرح حقيقت عجب و خودبينى و تعريف آنها
است كه از زوال كمال نترسد، بلكه از داشتن آن شاد و به بقاى آن مطمئن باشد و شادمانىاش از آن نظر باشد كه كمال، نعمت و رفعت و خير است نه از آن نظر كه نعمتى است خدادادى، پس شادمانىاش از آن نظر است كه صفت او و منسوب به او و مال خود اوست نه از آن نظر كه منسوب به خدا و از خداست. پس هرگاه بر قلبش غالب آيد كه آن كمال نعمت خداست و هرگاه بخواهد آن را مىگيرد عجبش برطرف مىشود. در اين صورت عجب بزرگ شمردن نعمت و اعتماد به آن است با توجّه به اين كه از ياد ببرد كه نعمت از آن نعمت دهنده يعنى خداست و اگر علاوه بر اين، فراموشى اين مطلب بر نفس او غالب شود كه در پيشگاه خدا حقّى دارد و مقامى تا در برابر عمل خود انتظار داشته باشد در دنيا خدا به او كرامتى كند و بعيد بداند كه ناخوشايندى بدو برسد بيش از آنچه به فاسقان مىرسد، اين انتظار، خودپسندى به عمل ناميده مىشود و گويى براى خود در برابر خدا حقّى قائل است. همچنين كسى كه به ديگرى چيزى مىدهد و آن را بزرگ مىشمارد و بر او
منّت مىنهد خودپسند است پس اگر او را به خدمت بگيرد و به جبر از او چيزى بخواهد يا سرپيچى او را از اداى حقوقش بعيد شمارد بر او عجب كرده است.
قتاده درباره آيه: وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ«١٨٠» گفته است يعنى به عمل خود خوشبين مباش. در حديث است: «براستى كه نماز خودپسند از سرش بالاتر نمىرود«١٨١»» و اگر بخندى و به گناهت اعتراف كنى بهتر است كه بگريى و به عملت عجب ورزى به عمل خود نازيدن غير از عجب است و هر كس به عمل خود بنازد خودپسند هم هست، و بسا خودپسندى كه به عمل خويش ننازد، زيرا عجب با بزرگ شمردن عمل و فراموشى نعمت حاصل مىشود، بىآن كه انتظار پاداش عمل را داشته باشد، اما نازيدن به عمل فقط با انتظار پاداش كامل مىشود. پس اگر متوقّع باشد كه دعايش مستجاب شود و رد
«١٨٠» مدثّر / ٧: و منّت مگذار و فزونى مطلب .
«١٨١» عراقى گويد: براى اين حديث ماءخذى نيافتم و در النهايه آمده مدلا اى منبسطا لا خوف عليه