راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢ - شرح ماهيّت دنيا بر حسب ذات آن
كه در راه حج به كارى غير از حجّ مشغول نشود، بلكه فقط به كار حجّ بپردازد آنگاه سرگرم نگهدارى توشه و علوفه شتر و دوختن مشك و به تمام چيزهايى كه در حج مورد نياز اوست بپردازد بر خلاف سوگندش عمل نكرده و به غير حج مشغول نشده است (چون تمام كارهاى ياد شده مربوط به حج بوده) بدن نيز مركب سوارى نفس است كه با آن مسافت عمر را مىپيمايد بنابراين توجّه به بدن آن اندازه كه بتواند راه علم و عمل را بپيمايد از آخرت است نه از دنيا. آرى هرگاه قصدش لذّت بردن بدن از وسايل ياد شده و رفاه طلبى باشد از آخرت منحرف شده و بيم آن مىرود كه در دلش قساوت ايجاد شود طنافسى گويد: در مسجد الحرام هفت روز بر باب بنى شيبه شكم خالى بماندم پس در شب هشتم بين خواب و بيدارى صداى مناديى را شنيدم كه مىگفت: بهوش باشيد، هر كس از دنيا بيش از مورد نيازش بردارد خدا چشم دلش را كور مىكند، اين است شرح حقيقت دنيا.
شرح ماهيّت دنيا بر حسب ذات آن
و سرگرميهاى دنيا كه تمام همّتهاى مردم را به خود مشغول ساخته تا آنجا كه خود و آفريننده و مبدأ و مقصد خود را از ياد بردهاند بدان كه دنيا عبارت است از اشياى موجود در خارج و انسان از آن بهره مىبرد و سرگرم اصلاح آنها مىشود و آنها سه چيز است كه گاه گمان مىرود دنيا يكى از آن سه چيز است در حالى كه چنان نيست. امّا اشياى خارجى موجود كه دنيا عبارت از آنهاست زمين و اشياى موجود در آن است. خداى متعال مىفرمايد: إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.«٤٤» بنابراين زمين بستر آدميان و گاهواره و قرارگاه و
«٤٤» كهف / ٧: ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم ، تا آنها را بيازماييم كدامينشان بهتر عمل مى كنند.