راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٨ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
ريشههاى زراعت را فاسد كند. همچنين گاه عالم تمام مجاهدات را انجام مىدهد ولى از مراقبت كردن امور پنهانى و جستجو از مسائل ظريف غافل مىماند پس مىبينى كه شب و روزش را در گردآورى علوم و مرتّب ساختن آنها و نيكو كردن الفاظ آنها و جمع كردن مصنّفات در زمينه آنها سپرى مىكند و معتقد است كه انگيزهاش حرصورزى بر آشكار ساختن دين خدا و منتشر كردن شريعت اوست، در حالى كه شايد انگيزه پنهانى او اين امور باشد: شهرت طلبى در اطراف عالم، بسيار آمدن مردم به نزد او از نواحى مختلف، زبان به مدح او گشودن و ستايش از زهد و ديندارى و علم او، مقدّم داشتن او در كارهاى مهم و ترجيح دادن او در هدفها، گرد آمدن پيرامون او براى استفاده علمى و لذّت بردن از خوب گوش دادن مردن در هنگامى كه كلمات خوبى مىگويد، و بهرهمندى از سر جنباندن بر سخن او و گريستن آنان و در شگفت ماندن از او، شادمانى به داشتن ياران بسيار و شاگردان و خوشحالى از اين كه در ميان همگنان او چنين امتيازى دارد كه ميان علم و ديندارى و زهد ظاهرى جمع كرده و مىتواند زبان طعن بر تمام روى آورندگان به دنيا بگشايد، آن هم نه به اين خاطر كه درد دين دارد بلكه باليدن به امتيازى كه دارد، و شايد زندگى باطنى اين بيچاره مغرور به همان چيزى است كه برايش ترتيب داده شده و عبارت است از فرمانروايى و عزّت و فرمانبردارى ديگران از او و تعظيم كردن و ستايش و اگر دلها نسبت به او تغيير كند و اعتقادشان به زهد وى كه در اعمالش اظهار مىدارد سست شود ممكن است قلبش پريشان گردد و اذكار و تكاليفش را به هم درآميزد، و ممكن است با هر حيلهاى براى خود بهانهاى بياورد و گاه محتاج مىشود براى پوشاندن عيب خود دروغ بگويد و شايد كسى را كه نسبت به او معتقد به زهد و ديندارى است محترم و گرامى بدارد، اگر چه اعتقادش بيش از اندازهاى باشد كه در او موجود است و قلبش از كسى كه اندازه دانش و دين او را بداند متنفّر مىشود، اگر چه درست مطابق با وضع او باشد. گاه بعضى از ياران خود را بر بعضى برترى مىدهد و معتقد است از اين