راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩١ - شرح حقيقت عجب و خودبينى و تعريف آنها
و بخششهاى خداست، در نزد خدا حقّى دارد، و عجب او را وامىدارد كه خود را بستايد، و اگر رأى و علم و عقل خود را بپسندد از استفاده كردن و مشورت با ديگران و پرسيدن باز مىماند و مستبدّ و خودرأى مىشود و از داناتر از خود نمىپرسد، و بسا كه به رأى نادرستى كه به ذهنش خطور كرده عجب ورزد و شادمان شود كه اين يكى از امورى است كه تنها به ذهن او خطور كرده و به آنچه به ذهن ديگران خطور مىكند شاد نمىشود. پس به رأى خود اصرار مىورزد و نصيحت خيرخواه و پند پند دهندهاى را نمىشنود بلكه به ديگران به چشم نادان مىنگرد و بر اشتباه خود پافشارى مىكند، پس اگر رأى او مربوط به امور دنيوى باشد بر آن تأكيد مىكند و اگر در امر دينى بويژه مربوط به اصول عقايد باشد موجب هلاكتش مىشود ولى اگر نفس خويش را متّهم سازد و به رأى خود اعتماد نكند و از نور قرآن كسب فيض كند و از علماى دين كمك بگيرد، و بر فراگيرى علم و مواظبت كند و از اهل بينش بپرسد، البتّه اين روش او را به حقّ مىرساند.
پس اين (خود رأيى) و نظاير آنها از آفتهاى عجب است از اين رو جزء مهلكات است و از بزرگترين آفتهايش اين است كه در سعى كردن سستى ورزد به اين گمان كه رستگار و بىنياز شده و اين همان هلاكت آشكارى است كه در آن ترديدى نيست.
شرح حقيقت عجب و خودبينى و تعريف آنها
بايد دانست كه عجب بگونهاى صورت مىگيرد كه ناگزير كمال محسوب مىشود و كمال نفسانى علم و عمل و مال و جز آن كه در عالم است دو حالت دارد: يكى آن كه عالم از زوال آن بيم داشته باشد، از تيره شدن يا از بين رفتن آن كاملا بترسد اين عالم خودپسند نيست. ديگر اين كه از برطرف شدن كمال بيم نداشته باشد بلكه به آن شاد شود از آن نظر كه نعمتى است خدادادى نه از آن نظر كه به خود او مربوط است اين عالم نيز خودپسند نيست. حالت سوّمى براى عالم است كه عجب به شمار مىآيد و آن اين