راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٣ - درمان ريا و راه درمان قلب در ريا
است و در اين مورد خداى متعال داناست.
درمان ريا و راه درمان قلب در ريا
پيش از اين دانستيد كه ريا اعمال را نابود مىكند و موجب خشم خدا مىشود و از بزرگترين مهلكات است لذا سزاوار است به تلاش در برطرف ساختن آن شدّت بخشيد اگر چه با مجاهدت و تحمّل سختيها باشد. بنابراين درمان آن فقط در نوشيدن دواهاى تلخ و نامطبوع است، و اين جهادى است كه تمام بندگان به انجام آن مجبورند، زيرا كودك كه آفريده مىشود از نظر عقل و تشخيص ضعيف است، و به مردم چشم مىدوزد، و بسيار به آنها طمع مىبيند كه بعضى مردم براى بعضى ظاهرسازى مىكنند، ناگزير علاقه به ظاهرسازى بر او غالب مىشود و در نفسش نفوذ مىكند و فقط پس از كامل شدن عقلش مىفهمد كه خودآرايى هلاك كننده است در حالى كه ريا در قلبش كاشته شده و ريشه دوانده است، و جز با جهادى سخت و پر زحمت و مبارزه با قوّه شهوت نمىتواند آن را از ريشه بركند. بنابراين هيچ كس از اين مجاهده سخت بىنياز نيست، ولى اين مجاهدت در آغاز دشوار و در پايان آسان مىشود و در درمان آن دو مقام است.
١- رگ و ريشه ريا كه از شهوت منشعب مىشود بريده و قطع گردد.
٢- آنچه از ريا در حال حاضر به نفس خطور مىكند دفع شود.
مقام اوّل: قطع كردن رگها و از بيخ و بن بركندن ريشههاى ريا است.
ريشههاى آن دوستى جاه و مقام است و هرگاه اين ريشهها از هم جدا شود سه ريشه خواهد بود: علاقه به لذّت ستايش، فرار از رنج نكوهش، طمع به آنچه در دست مردم است. شاهد بر اين كه با اين انگيزههاى (سه گانه) ريا براى رياكار محقّق مىشود، روايت ابو موسى است:
مردى اعرابى از رسول خدا (ص) سؤال كرد و گفت: اى رسول خدا مردى از روى غيرت