راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٥
حضرت فرمود: «عقلش چگونه است؟ عرض كردند: اى رسول خدا، از عبادت و فضيلت و خلق او مىگوييم: پس فرمود: عقلش چگونه است؟ زيرا به احمق از نادانى وى بيش از گناه گنهكار صدمه مىرسد و همانا مردم در روز قيامت به اندازه عقول خود به خدا نزديك مىشوند.«٩٤»»
ابودرداء گويد: «پيامبر (ص): هرگاه از عبادت بسيار مردى آگاه مىشد از عقلش سئوال مىكرد. پس هرگاه مىگفتند: نيكوست مىفرمود: به او اميدوارم و اگر جز اين مىگفتند مىفرمود: به آنچه مىگوييد نرسيده است.«٩٥»» ابودرداء گفت: «در محضر رسول خدا از عبادت فراوان مردى سخن به ميان آمد پيامبر (ص) فرمود: عقلش چگونه است؟
گفتند: عقلى ندارد. فرمود: رفيقتان به آنچه بدو گمان دارد نرسيده است.«٩٦»»
مىگويم: پيش از اين رواياتى از طريق اهل بيت (ع) در اين باره در كتاب عقل از بخش عبادات نقل كرديم.
غزالى گويد: تيزهوشى و بسيارى از غريزه عقل نعمتى از سوى خداى متعال در اصل فطرت است و اگر شخصى با كند ذهنى و نادانى آن را از دست داده باشد قابل جبران نيست.
دوّم معرفت«٩٧» است و مقصود اين است كه چهار چيز را بشناسد: نفس خود را، پروردگار خويش را، دنيا، و آخرت را، نفس خود را به بنده بودن و خوار بودن و اين كه در اين دنيا غريب و بيگانه از شهوتهاى حيوانى است و شهوات برايش زيانبخش است بشناسد و بداند كه آنچه با طبيعت او سازگار است شناخت خداست و فقط نگريستن به
«٩٤» در باب علم اين حديث از داود بن محبر گذشت . و در كافى از حضرت صادق (ع ) نظير آن نقل شده است .
«٩٥» طبرانى در مسند كبير خود از ابودرداء روايت كرده گويد: ((هرگاه از عبادت بسيار مردى به پيامبر (ص ) خبرى مى رسيد از عقل او مى پرسيد پس اگر مى گفتند: عقلش چيست و معناى گفته ما اللّه چيست ؟ و به چه معنى خدا و معبود است ؟ و در اين زمان خاطره هايى بر او عارض مى شود كه در انديشيدن را بر روى او مى گشايد، و بسا كه از شيطان وسوسه هايى بر دلش وارد شود كه كفر يا بدعت باشد، و هرگاه از آن وسوسه ها بدش بيايد و همت گمارد كه آنها را از دل برطرف سازد ضررى به او نرسد و خاطره ها تقسيم مى شود به آنهايى كه بطور قطع روشن است كه خدا از آن منزه است ، ولى شيطان آن خاطره را در دلش افكنده و بر خاطرش جارى ساخته . بنابراين شرط آن (رهايى از اين خاطره ) اين است كه به آن اهميت ندهد و به خداى پناه ببرد و به درگاهش زارى كند تا شيطان را از او دور سازد، چنان كه خداى متعال فرمود: (( و امّا ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بااللّه انه سميع عليم )) (٣١٦) و فرمود: (( ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون . )) (٣١٧) لازم است در آنچه دچار ترديد مى شود و بر استاد خود عرضه كند، بلكه هر حالتى را كه در قلب خود احساس مى كند، چه
«٩٦» ماءخذ قبلى .
«٩٧» چنين است .