راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٧ - درمان ريا و راه درمان قلب در ريا
را نمىبيند و تو او را مىبينى وجود دارد، ولى شكارى كه تو را مىبيند ولى تو او را نمىبينى ممكن است بر تو پيروز شود و مقصود از اين شكار شيطان است. چگونه چنين نباشد در حالى كه غفلت از دشمن كافر فقط موجب كشته شدن شخص مىشود كه همان شهادت است و در سهل انگارى از پرهيز از شيطان قرار گرفتن در دوزخ و عذاب دردناك است. بنابراين سرگرم شدن به خدا در اين است كه از آنچه خدا ما را از آن بر حذر داشته بپرهيزيم، و با توجّه به اين مطلب اعتقاد گروه دوّم كه پنداشتهاند پرهيز از شيطان به توكّل آسيب مىرساند باطل است، زيرا برگرفتن زره و اسلحه و گردآورى لشكر و كندن خندق به توكّل رسول خدا (ص) (در جنگ احزاب) آسيبى نرسانيد پس چگونه ترس و پرهيز از آنچه خدا ما را از آن ترسانيده و بر حذر داشته به توكّل آسيب مىرساند؟ ما در كتاب توكّل مطلبى را نقل كرديم و آن مطلب اشتباه كسانى را كه مىپندارند توكّل آن است كه بكلّى اسباب را كنار گذاشت، آشكار مىسازد و گفتار خداوند: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ ما اسْتَطَعْتُمْ من قُوَّةٍ وَ من رِباطِ الْخَيْلِ، تا آنگاه كه قلب معتقد باشد ضرر و نفع و مرگ و زندگى در دست خداست، با توكّل منافاتى ندارد. همچنين انسان از شيطان پرهيز مىكند و معتقد است كه گمراه كننده و هدايتگر همان خداست و همان طور كه در كتاب توكّل ياد كرديم اسباب را وسيلههايى مىداند كه در فرمان خداست.
اين است قولى كه محاسبى برگزيده و همين صحيح است و نور دانش به درستى آن گواهى مىدهد و نظريّات پيش شبيه به سخن خداپرستانى است كه علم چندانى ندارند و مىپندارند حالاتى كه در بعضى اوقات بر آنها هجوم مىآورد- كه همان سرگرم شدن به خداست همواره باقى مىماند، در حالى كه بعيد است باقى بماند.
آنگاه اين گروه كه معتقد به پرهيز از شيطانند در كيفيّت آن سه نظريّه دادهاند:
١- گروهى گفتهاند: در صورتى كه خداى متعال ما را از دشمن بر حذر داشته