راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٥ - شرح نكوهش غرور و حقيقت آن و مثالهايش
نوع دوّم اميد، ضعفى را كه مانع از نشاط و آمادگى مىشود از بن برمىكند. پس هر انتظارى كه آدمى را به توبه و مهيّا شدن براى عبادت برانگيزد اميدوارى است و هر انتظارى كه موجب سستى در عبادت و ميل به بيكارى شود فريفتگى است چنان كه هرگاه ترك گناه به قلبش خطور كند و مشغول عمل عبادى شود و شيطان به او بگويد:
چرا خودت را به رنج و زحمت مىافكنى در حالى كه پروردگارى كريم و آمرزنده دارى و انسان به حرف شيطان از توبه و عبادت بازداشته شود اين عين فريفتگى است. در اين جا بر بنده واجب است كه بيم را به كار بگيرد و خود را از خشم خدا و كيفر سخت او بترساند و بگويد: خدا با اين كه توبه را مىپذيرد و گناه را مىآمرزد شديد العقاب هم هست و با اين كه كريم است كافران را براى هميشه در دوزخ مىاندازد با اين كه كفرشان ضررى به ذات او ندارد، بلكه رنج و زحمت بيماريها و فقر و گرسنگى را بر گروهى از بندگانش در دنيا مسلّط ساخته در حالى كه مىتواند آنها را برطرف سازد، پس كسى كه سنّتش اين است و مرا هم از كيفر خود ترسانده است چگونه از او نترسم و به او فريفته شوم؟ بنابراين بيم و اميد دو انگيزهاند كه آدمى را به عمل وادار مىكنند، و هر چه انسان را به عمل برنينگيزد آرزو و غرور است، و اميد در تمام مردم عامل سستى آنها (در عمل) روى آوردن آنها به دنياست و نيز عامل روى گرداندن آنها از خدا و سعى نكردن براى آخرت است و نتيجه اين اميد غرور است. پيامبر (ص) خبر داده كه غرور بزودى بر امّت آخر الزّمان«٥٥» غالب مىشود و آنچه حضرت وعده داده تحقّق يافته است.
مردم در دورههاى نخستين از عبادات غافل نمىشدند و تكاليف خود را انجام مىدادند در حالى كه دلهايشان بيم داشت كه به سوى پروردگارشان باز مىگردند و با وجود اين كه در طول شب و روز عبادت خدا مىكردند بر خويشتن خائف بودند و در تقوا و پرهيز از شهوتها و شبههها مبالغه مىورزيدند و در خلوتها بر خود مىگريستند. امّا اكنون مردم را مطمئن و شادمان مىبينى كه از خدا بيم ندارند، با آن كه به گناهان در ٦
«٥٥» در حديث ابن ثعلبه است و پيش از اين گذشت .