راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٥ - شرح درمان بخل
از اين كه آن را در اختيار دارد لذت مىبرد و آن را در زير زمين دفن مىكند با آن كه مىداند كه مىميرد و آن مال هدر مىرود يا دشمنانش مىگيرند، با اين وصف نه مىخورد و نه صدقه مىدهد. اين براى دل يك بيمارى بزرگ و درمان ناپذير است بويژه در پيرى كه بيمارى مزمن مىشود و اميدى به درمانش نيست. حكايت چنين بخيلى حكايت مردى است كه به معشوقش عشق ورزد و پيك معشوق را به خاطر او دوست بدارد و معشوق را از ياد ببرد و سرگرم پيك او شود. زيرا پول پيكى است كه آدمى را به نيازهاى خود مىرساند و از آن جهت محبوب است، چون مقدّمه لذيذ، لذيذ است، و گاه نيازها را فراموش مىكند و طلا در نزد او محبوب مىشود و اين كمال گمراهى است بلكه هر كس ميان طلا و سنگ فرق بگذارد نادان است، مگر از آن جهت كه پول رفع نياز مىكند. بنابراين بيش از مقدار نياز با سنگ برابر است. اين بود انگيزههاى دوستى مال، و درمان هر مرضى فقط مخالفت با انگيزه آن است. بنابراين درمان تمايلات شكيبايى و قناعت كردن به اندك است درمان آرزوى دراز بسيار ياد كردن مرگ و توجه به مرگ همگنان و رنج مستمر آنها در گردآورى مال و نابودى مال پس از آنهاست درمان توجّه دل به فرزند آن است كه بداند روزى او با خدايى است كه او را آفريده است.
بسا فرزندانى كه از پدر ارثى نبردهاند و وضع و حالشان از كسى كه ارث نبرده نيكوتر است و اين كه بداند مال را براى فرزندش جمع مىكند به اين نيّت كه فرزند صالحى باشد ولى برعكس مىشود، همچنين بداند اگر فرزندش پرهيزكار و صالح باشد خدا او را كفايت مىكند، و اگر فاسق باشد از مال او براى معصيت كمك مىگيرد و گناهش به او برمىگردد و نيز دلش را درمان كند به تفكّر در روايات رسيده در نكوهش بخل و ستايش سخاوت و كيفر سختى كه خدا به بخيل وعده داده است. يكى از داروهاى مفيد، دقّت بسيار در احوال بخيلان و منفور بودن آنهاست و اين كه مردم آنها را زشت مىشمارند زيرا هر شخص بخيل ديگر بخيلان را زشت مىشمارد و ياران بخيلش بر او گران