راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٧ - شرح درمان بخل
طور كه كودك را هنگام جدا كردن از پستان به وسيله بازى كردن با گنجشكها و نظير آن دلدارى مىدهند نه به منظور بخل ورزى از شير دادن يا بازى، ليكن براى اين كه او را از پستان جدا كنند سپس او را به غذاى ديگرى برگردانند. همچنين شايسته است كه بعضى از اين صفات زشت بر بعضى غالب آيد، چنان كه شهوت بر خشم مسلط مىشود و قدرت خشم با آن مىشكند و خشم بر شهوت غالب مىشود و با آن استحكامش شكسته و سست مىشود ليكن اين عمل درباره كسى مفيد است كه غلبه بخل از رياكارى و دوستى مقام در قلب او بيشتر باشد. پس صفت قوىتر را به ضعيفتر مبدّل مىسازد.
بنابراين اگر مقام نيز مانند مال در نزد او محبوب باشد هيچ فايدهاى ندارد چرا كه يك بيمارى را ريشه كن مىكند و بر بيمارى ديگر مىافزايد و علامت آن اين است كه به خاطر رياكارى بخشيدن بر او گران نيايد و با آن عمل روشن مىشود كه رياكارى بر او غالبتر است و اگر بخشيدن با ريا بر او دشوار است شايسته است ببخشد چرا كه دشوارى بخشش دالّ بر اين است كه بيمارى بخل بر قلبش غالبتر است. مثال رفع بعضى از اين صفات به وسيله بعضى ديگر مثلى است كه درباره مرده زدهاند: تمام بدن مرده تبديل به كرمهايى مىشود سپس بعضى از كرمها بعضى ديگر را مىخورند تا تعدادشان كم و باقى مانده كرمها بزرگ مىشوند. آنگاه بعضى بعض ديگر را مىخورند تا دو كرم بزرگ و نيرومند مىمانند و آن دو همچنان مىجنگند تا يكى بر ديگرى غالب مىشود و او را مىخورد و چاق مىشود سپس تنها و گرسنه مىماند تا مىميرد. صفات زشت آدمى نيز چنين است يعنى مىتواند بعضى از آنها بر بعضى مسلّط شود تا آنرا ريشه كن سازد و ضعيفتر را غذاى قوىتر قرار دهد تا يكى باقى بماند. آنگاه بايد به نابودى آن توجّه كند و با مجاهده آن را از بين ببرد، يعنى به آن غذا ندهد و غذا ندادن به صفات نكوهيده اين است كه به مقتضاى آنها عمل نكند، چرا كه ناگزير اين صفات اعمالى را اقتضا مىكنند و هرگاه مخالفت شود آن صفات ضعيف شده و از بين مىروند مانند بخل كه اقتضايش