راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٧ - بيان شىء مورد عجب و شرح درمان آن
فرموده آنگاه كه گفت: أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً و رسول خدا (ص) مردى ثروتمند را ديد كه در كنارش فقيرى نشست و او چهره در هم كشيد و لباسهايش را جمع كرد. پس حضرت فرمود: «آيا ترسيدى كه فقر او به تو برسد؟»«٢٠٥» و آن عمل به سبب عجب كردن به ثروت بود. درمان اين نوع عجب آن است كه به آفتهاى مال و حقوق بسيار و گرفتاريهاى مهمّ آن و برترى فقرا و سبقت آنها به بهشت در قيامت بينديشد و نيز توجّه كند به اين كه مال مىآيد و مىرود و اصالتى ندارد و در ميان يهوديان ثروتمندتر از او هست و به گفته پيامبر (ص) بينديشد: «در همان حال كه مردى در لباس حرير خود تكبّر مىكرد، ناگاه خدا به زمين امر كرد. پس زمين او را فرو گرفت و او همچنان در زمين فرو مىرود تا روز قيامت».«٢٠٦» حضرت با اين سخن به عقوبت عجب وى به مال و نفس اشاره فرمود. تمام مطالبى كه در كتاب زهد و كتاب نكوهش دنيا نقل كرديم پستى ثروتمندان و بزرگوارى فقيران در نزد خدا را بيان مىكند، پس چگونه تصوّر مىشود كه مؤمن به ثروت خود عجب ورزد؟ بلكه مؤمن همواره از اين بيم دارد كه مبادا در اداى حقوق مال تقصير كرده باشد، يعنى بايد از حلال به دست آورده و در راه حق مصرف كرده باشد. و هر كس چنين حالتى نداشته باشد جايگاهش جهنّم و عاقبتش رسوايى است. پس چگونه به مال خود عجب مىكند؟! ٨- عجب به اعتقاد باطل است خداوند متعال مىفرمايد: أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً«٢٠٧» و فرمود: وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً«٢٠٨».
پيامبر خدا (ص) خبر داده است كه اين خودرأيى بر امّت آخر الزّمان غالب است و به وسيله آن امّتهاى گذشته هلاك شدند، آنگاه كه به صورت گروههاى مختلف درآمدند
«٢٠٥» اين حديث را احمد در باب زهد (مسند) روايت كرده است .
«٢٠٦» اين حديث را مسلم در (صحيح )، ج ٦، ص ١٤٨، از حديث ابوهريره روايت كرده است .
«٢٠٧» فاطر / ٩: آيا كسى كه عمل بدش براى او تزئين شده و آن را خوب و زيبا مى بيند.
«٢٠٨» كهف / ١٠٤: با اين حال گمان مى كنند كار نيك انجام مى دهند!