راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٥ - بيان شىء مورد عجب و شرح درمان آن
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ«٢٠١». و هرگاه گناهان به قابل شفاعت و غير قابل شفاعت تقسيم شود ناگزير ترس و بيم واجب است و اگر شفاعت هر گنهكارى قبول مىشد قريش مأمور به عبادت و نهى از معصيت نمىشدند. بنابراين افراط در گناهان و ترك تقوا به اعتماد شفاعت شبيه افراد بيمار در خواستههايش به اعتماد بر پزشك داناست كه در دسترس و از پدر يا برادر مهربانتر است، و اين نادانى است، زيرا سعى و تلاش پزشك در برطرف ساختن بعضى از بيماريها سودمند است نه تمام بيماريها. پس بطور كلى پرهيز نكردن به خاطر اعتماد به پزشك جايز نيست، بلكه طبّ تا حدودى در (درمان) بيماريهاى سبك و در حال معتدل بودن مزاج مؤثّر است. همچنين سزاوار است كه توجّه پيامبران و صالحان به شفاعت خويشان و بيگانگان درك شود، زيرا آن نيز همانند مثال پزشك و نوع بيماريهاست و اين نوع شفاعت، بيم و پرهيز از گناه را برطرف نمىسازد.
٥- عجب به تبار شاهان ستمگر و ياوران آنها نه تبار دين و علم و اين كمال نادانى است و درمانش آن است كه به ستمهايشان بر بندگان خدا و رسوايى و خوارى آنها و فسادى كه در دين خدا كردهاند و مبغوض بودنشان در پيشگاه خدا بينديشد، و اگر به چهرهشان در دوزخ بنگرد و بر كثافت و تعفّن آنها آگاه شود از آنها و انتساب به آنها بيزارى جويد و هر كسى را كه به شاهان منسوب باشد بد بداند، چون شاهان را كثيف و كوچك مىداند و اگر خوارى آنها در روز قيامت بر او كشف شود در حالى كه دشمنان به آنان (شاهان) در آويختهاند و فرشتگان موهاى بالاى پيشانيشان را گرفته و در حالى كه چهرههايشان روى خاك است آنان را به سبب مظلمههاى بندگان به طرف آتش مىكشانند هر آينه در پيشگاه خدا از آنان برائت مىجويد و انتسابش به سگ و خوك بهتر از انتسابش به اين شاهان خواهد بود. پس بر اولاد ستمگران در صورتى كه خدا آنها
«٢٠١» مدثر / ٤٨: از اين رو شفاعت كنندگان به حال آنها سودى نمى بخشيد. (شماره آيه ٥٠ مدثر اشتباه است - م .)