راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٦ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
دلالت كند سخن گفتهاند، و هرگاه پافشارى شخص گمراهى را مىديدند او را رها كرده و از او روى مىگرداندند و براى خدا با او دشمنى مىورزيدند و در طول عمر با او ستيز نمىكردند بلكه مىگفتند: حقّ دعوت كردن به سنّت است و مجادله نكردن در دعوت به سنّت، خود از سنّت است زيرا ابو امامه از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمود: «هرگز گروهى پس از هدايت گمراه نشدند، مگر اين كه به مجادله پرداخته و از عمل محروم شدهاند.«٧٥»»
روزى پيامبر خدا (ص) در حالى بر ياران خود ظاهر شد كه مجادله و نزاع مىكردند. پس حضرت بر آنان خشمگين شد، تا آنجايى كه از شدّت خشم چنان صورتش سرخ شده بود كه گويى دانه انار بر روى صورتش تركيده و آب انار بر آن پاشيده است. پس فرمود: «آيا به اين كار موظّف و مأمور شدهايد كه بعضى از آيات قرآن را با بعضى درآميزيد؟ به آنچه امرتان كردهام بينديشيد و به آن عمل كنيد و از آنچه شما را نهى كردهام باز ايستيد«٧٦»» پس پيامبر خدا (ص) آنان را از مجادله منع كرد در حالى كه آنها (اصحاب رسول خدا) به مجادله و بحث از ديگر آفريدگان خدا سزاوارتر بودند، و آنها پيامبر (ص) را ديدند كه به تمام ملّتها مبلّغ گسيل داشت و در مجلس مجادلهاى با آنها ننشست تا براى محكوم ساختن كسى مجادله كند يا براى ردّ كردن سئوالى و اثبات دليل بحث كند، و جز با خواندن قرآنى كه بر آنها نازل شده بود مجادله نكرد و در مجادله چيزى بر قرآن نيفزود، چرا كه موجب پريشانى دلها مىشود و شبههها و اشكالهايى از آن بيرون مىآيد، آنگاه بر محو كردن آن از دلهايشان قادر نخواهد بود و در حالى كه آن حضرت از مجادله
٦
«٧٥» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٤٨، روايت كرده و احمد و ترمذى و حاكم نيز به سندى حسن روايت كرده اند و پيش از اين گذشت .
«٧٦» اين حديث را بزار و طبرانى در الكبير با كمى تفاوت از حديث ابوسعيد به سندى ضعيف روايت كرده و در الاوسط از حديث انس و رجال سند ثقه اند چنان كه در مجمع الزوائد، ج ١، ص ١٥٦، آمده است .