راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٩ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
مىشود. مغرورترين مردم و آنان كه با بيدارى و بازگشت به صلاح فاصله بسيار دارند همين گروهند، زيرا كسى كه مردم را به اخلاق ستوده تشويق مىكند و از اخلاق نكوهيده برحذر مىدارد بايد به ضررهاى اخلاق زشت و فوايد اخلاق نيكو آگاه باشد و اين واعظ آن را مىداند ولى علمش به او نفعى ندارد، و دوستى دعوت مردم بر عمل (به اخلاق ياد شده) او را از عمل بازداشته است و پس از اين به چه چيز درمان خواهد شد؟ و راهى كه نفس خود را بترساند چگونه است، در حالى كه آنچه موجب ترس است همان است كه او بر بندگان خدا تلاوت مىكند پس مىترسند، با آن كه خود نمىترسد، آرى اگر به خود اين گمان را داشته باشد كه به اين صفات ستوده متّصف است، ممكن است از راه آزمايش به آن راهنمايى شود به اين صورت كه مثلا مدّعى دوستى خدا شود. پس چه چيز از امور محبوب دنيا را به خاطر خدا ترك كرده است؟ و مدّعى ترس از خداست پس به خاطر ترس از خدا از چه چيز خوددارى كرده است؟ و مدّعى زهد است پس چه چيزى را در عين داشتن قدرت براى رضاى خدا ترك كرده است؟ و مدّعى انس با خداست پس چه وقت خلوت بر او خوش آمده؟ و چه وقت از ديدن مردم احساس ترس كرده است؟ نه چنين است، بلكه هرگاه مريدها پيرامونش حلقه بزنند قلبش سخت شاد مىشود و هرگاه با خداى متعال خلوت كند دچار وحشت مىشود. آيا دوستى را ديدهاى كه از محبوب خود به وحشت افتد و به ديگران دل خوش دارد؟! هوشمندان خود را با اين صفات مىآزمايند و واقعا در طلب آنها هستند و در مورد آن صفات فقط به سخنآرايى قناعت نمىكنند، بلكه پيمان محكمى با خدا در مورد آن صفات بستهاند فريفتگان به خودشان گمان خوب دارند و هرگاه در آخرت پرده از روى كار آنها برداشته شود رسوا مىشوند، بلكه در آخرت در آتش افكنده شوند و رودههاى بريان شده آنها خارج شده و يكى از آنها در دوزخ چرخانده مىشود، چنان كه درازگوش