راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٨ - شرح نكوهيدگى عجب و آفت آن
مىشود كه براستى، عجب نكوهيده است.
مىگويم: كلينى در كافى به سندهاى خود از طريق شيعه روايتى از حضرت صادق (ع) نقل كرده كه فرمود: «همانا خدا مىداند كه گناه براى مؤمن بهتر از خودپسندى است و اگر اين نبود خداوند هيچ مؤمنى را به گناه مبتلا نمىكرد.»«١٧٣»
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس عجب در دلش داخل شود به هلاكت مىرسد.»«١٧٤»
و نيز فرمود: «همانا مردى گناهى مىكند و از آن پشيمان مىشود و عملى (خير) انجام مىدهد و از آن شاد مىشود. پس از آن حالتى كه دارد (پشيمانى) دور مىشود و اگر به همان حالتى كه دارد باقى بماند برايش بهتر است كه شادمان و مغرور شود»«١٧٥» و نيز فرمود: «عالمى نزد عابدى رفت و به او گفت: نماز خواندنت چگونه است؟
عابد گفت: از نماز خواندن شخصى همانند من مىپرسند؟! در صورتى كه من از فلان زمان عبادت خدا مىكنم، عالم گفت: گريه كردنت چگونه است گفت: چنان مىگريم كه اشكهايم جارى مىشود، عالم گفت: اگر بخندى و ترسان باشى بهتر است از اين كه بگريى و به خود ببالى و هر كه به خود ببالد چيزى از عملش بالا نمىرود (قبول نمىشود).»«١٧٦»
امام باقر يا امام صادق (ع) فرمود: «دو مرد وارد مسجد شدند كه يكى عابد و ديگرى فاسق بود و از مسجد بيرون رفتند، در حالى كه فاسق مؤمن«١٧٧» راستين شده بود و عابد، فاسق. و دليلش اين است كه عابد وارد مسجد مىشود در حالى كه به عبادت خود مىبالد و فكرش به بسيارى عبادتش مىباشد ولى فكر فاسق در نكوهش (خود) بر فسقش مىباشد و راجع به گناهانى كه كرده از خدا آمرزش مىخواهد.»
«١٧٣» كافى ، ج ٢، ص ٣١٣، شماره ١، ٢ و ٤.
«١٧٤» كافى ، ج ٢، ص ٣١٣، شماره ١، ٢ و ٤.
«١٧٥» كافى ، ج ٢، ص ٣١٣، شماره ١، ٢ و ٤.
«١٧٦» همان ماءخذ، ص ٣١٣، شماره ٥.
«١٧٧» همان ماءخذ، ص ١١٤، شماره ٦.